مدرسه ملی تاب آوری یا National Resiliency School یک چارچوب آموزشی، پژوهشی و اجرایی در مقیاس ملی است که با هدف تقویت توان جامعه برای روبه رو شدن با فشارها، بحران ها و تغییرات طراحی می شود.
در این رویکرد، تاب آوری یک مهارت ساده یا یک ویژگی فردی محدود نیست، بلکه مجموعه ای از قابلیت ها، نگرش ها، نظام های حمایتی و سازوکارهای یادگیری است که در سطح فرد، خانواده، مدرسه، سازمان و جامعه شکل می گیرد و رشد می کند.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی، پدر و بنیانگذار تابآوری در ایران، مدرسه ملی تابآوری نهاد آموزش و توانمندسازی تابآوری فردی و اجتماعی است؛ با پژوهش و استانداردسازی، آمادگی و بازتوانی در بحران را تقویت میکند.
مدرسه ملی تاب آوری می تواند در قالب یک مرکز ملی، شبکه ای از مراکز استانی و محلی، یا یک برنامه جامع میان دستگاهی عمل کند و با تولید محتوای آموزشی استاندارد، تربیت مربی، توسعه مدل های مداخله و ارزیابی اثربخشی، مسیر ارتقای تاب آوری اجتماعی را هموار سازد.
در ادبیات توسعه و مدیریت ریسک، تاب آوری به معنای توان آمادگی، سازگاری، تداوم کارکرد و بازگشت به وضعیت پایدار پس از تجربه دشواری هاست.
مدرسه ملی تاب آوری این تعریف را به زبان آموزش و سیاست عمومی ترجمه می کند تا تاب آوری از سطح شعار به سطح مهارت قابل آموزش، برنامه قابل اجرا و شاخص قابل سنجش تبدیل شود.
برای تعریف دقیق تر مدرسه ملی تاب آوری باید به دو جنبه توجه کرد؛
جنبه نخست، ماهیت آن به عنوان یک اکوسیستم یادگیری است. اکوسیستم یادگیری یعنی مجموعه ای از محتوا، مربی، روش، ابزار و نهادهای پشتیبان که در کنار هم یادگیری را پایدار می کنند.
جنبه دوم، نقش آن در حکمرانی تاب آوری است.
حکمرانی تاب آوری یعنی تصمیم گیری، هماهنگی بین بخشی، تدوین استانداردها و پایش عملکرد به شکلی که تاب آوری در برنامه های آموزش، سلامت، رفاه، مدیریت بحران، خدمات اجتماعی و حتی اقتصاد محلی به صورت همسو پیش برود.
وقتی این دو جنبه کنار هم قرار می گیرند، مدرسه ملی تاب آوری به نهادی تبدیل می شود که هم دانش و مهارت تولید می کند و هم برای گسترش و نهادینه سازی آن سازوکار ایجاد می کند.
چنین مدرسه ای با تمرکز بر پیشگیری و توانمندسازی، به جای واکنش های مقطعی پس از بحران، به دنبال ساختن ظرفیت های قبل از بحران، مدیریت بهتر حین بحران و بازتوانی موثر بعد از بحران است.
ارکان مدرسه ملی تاب آوری را می توان به صورت مجموعه ای از مولفه های کلیدی دید که نبود هر کدام، کل نظام را ناقص می کند.
نخستین رکن، سیاست گذاری و حکمرانی است.
در این رکن، نقشه راه ملی تاب آوری تدوین می شود، اهداف قابل اندازه گیری تعریف می گردد، نقش دستگاه ها روشن می شود و سازوکارهای هماهنگی بین نهادها شکل می گیرد.
نتیجه این رکن، جلوگیری از پراکندگی برنامه ها و تکرار هزینه هاست و کمک می کند تاب آوری به برنامه های جاری کشور پیوند بخورد.
رکن دوم، آموزش و توانمندسازی است.
مدرسه ملی تاب آوری باید بتواند برای گروه های مختلف جامعه آموزش طراحی کند؛ از دوره های عمومی برای شهروندان تا دوره های تخصصی برای معلمان، مددکاران اجتماعی، مشاوران مدارس، مدیران سازمان ها، تیم های سلامت و نیروهای محلی. کیفیت آموزش در این رکن به استاندارد بودن سرفصل ها، تناسب با فرهنگ و نیازهای بومی، و بهره گیری از روش های یادگیری فعال وابسته است.
رکن سوم، پژوهش و تولید دانش است.
بدون پژوهش، آموزش به کلیشه تبدیل می شود و مداخله ها اثربخشی خود را از دست می دهند.
پژوهش در مدرسه ملی تاب آوری باید بر شناسایی عوامل خطر و عوامل محافظت کننده، سنجش سطح تاب آوری در گروه های مختلف، ارزیابی برنامه ها و تولید بسته های مبتنی بر شواهد متمرکز باشد.
رکن چهارم، اجرا و مداخله است.
مدرسه ملی تاب آوری نباید فقط تولیدکننده محتوا باشد؛ لازم است بتواند الگوهای عملیاتی را در مدرسه ها، محله ها، سازمان ها و گروه های هدف اجرا کند و سپس تجربه های موفق را استاندارد کند تا قابل تکثیر شود.
رکن پنجم، شبکه سازی و مشارکت اجتماعی است.
تاب آوری بدون مشارکت مردم، خانواده ها، انجمن های محلی، سازمان های مردم نهاد و رسانه ها پایدار نمی ماند.
شبکه سازی یعنی ایجاد پیوندهای واقعی میان بازیگران مختلف برای هم افزایی منابع، تبادل تجربه و تسهیل دسترسی مردم به آموزش و حمایت.
رکن ششم، پایش و ارزیابی و تضمین کیفیت است.
هر برنامه تاب آوری باید شاخص داشته باشد؛ شاخص هایی مانند افزایش مهارت های حل مسئله، بهبود تنظیم هیجان، کاهش رفتارهای پرخطر، افزایش مشارکت اجتماعی، کاهش فرسودگی شغلی یا افزایش تاب آوری تحصیلی. وجود نظام ارزیابی به مدرسه ملی تاب آوری کمک می کند که از آموزش های کم اثر فاصله بگیرد و برنامه ها را بهبود دهد.
رکن هفتم، ارتباطات و فرهنگ سازی است.
در سطح ملی، بسیاری از رفتارهای تاب آورانه به سواد عمومی، اعتماد اجتماعی، روایت های رسانه ای و دسترسی به اطلاعات درست وابسته است. مدرسه ملی تاب آوری باید بتواند پیام های آموزشی را به زبان ساده و قابل فهم تولید کند و از طریق رسانه ها، مدارس، محیط های کاری و پلتفرم های دیجیتال به دست مخاطب برساند.
ابعاد مدرسه ملی تاب آوری گسترده است و باید همزمان به سطح فردی و ساختارهای اجتماعی توجه کند.
بعد فردی شامل مهارت هایی مانند خودآگاهی، خودمراقبتی، تنظیم هیجان، تاب آوری در برابر استرس، حل مسئله، تصمیم گیری، هدف گذاری، امید و معنا، و خودکارآمدی است.
فرد تاب آور کسی است که در برابر دشواری ها دچار فروپاشی عملکرد نمی شود، از منابع حمایتی استفاده می کند، خطاها را فرصت یادگیری می بیند و توان بازسازی زندگی روزمره را دارد. آموزش این بعد می تواند در قالب مهارت های زندگی، آموزش ذهن آگاهی، مدیریت استرس، و تقویت مهارت های ارتباطی ارائه شود.
بعد خانوادگی به کیفیت روابط درون خانواده، سبک فرزندپروری، مدیریت تعارض، حمایت عاطفی، امنیت روانی و توان خانواده برای حفظ کارکرد در شرایط سخت مربوط است.
خانواده تاب آور شبکه ای از حمایت و معنا ایجاد می کند و می تواند در بحران ها نقش ضربه گیر داشته باشد. مدرسه ملی تاب آوری در این بعد به آموزش والدگری، ارتباط همدلانه، سواد هیجانی، پیشگیری از خشونت خانگی و تقویت مهارت های گفت وگو می پردازد.
بعد مدرسه ای و آموزشی یکی از حیاتی ترین ابعاد است،
چون مدرسه محل شکل گیری مهارت های اجتماعی، هویت و آینده نوجوانان است. تاب آوری تحصیلی یعنی دانش آموز بتواند با وجود فشارها، ناکامی ها یا مشکلات خانوادگی و اجتماعی، مسیر یادگیری و رشد را حفظ کند. محیط مدرسه باید امن، حمایتگر و عادلانه باشد و سیاست هایی برای پیشگیری از قلدری، کاهش ترک تحصیل، شناسایی زودهنگام مشکلات روانی و تقویت تعلق به مدرسه داشته باشد.
در این بعد، نقش معلم و مشاور بسیار پررنگ است و تربیت مربی تاب آوری می تواند کیفیت حمایت را بالا ببرد.
بعد سازمانی و محیط کار نیز اهمیت دارد. فشارهای شغلی، فرسودگی، تعارض نقش و ناامنی شغلی می توانند تاب آوری کارکنان را کاهش دهند و بهره وری را پایین بیاورند.
سازمان تاب آور با رهبری حمایتی، ارتباطات شفاف، عدالت سازمانی، یادگیری از خطا و برنامه های سلامت روان می تواند عملکرد پایدار داشته باشد.
مدرسه ملی تاب آوری در این حوزه می تواند به طراحی دوره های مدیریت استرس شغلی، تاب آوری تیمی، رهبری تاب آور و مدیریت تغییر کمک کند.
بعد اجتماعی و محله ای به سرمایه اجتماعی، اعتماد، مشارکت مدنی، همیاری و شبکه های حمایت غیررسمی مربوط است.
در بسیاری از بحران ها، نخستین کمک ها از سوی همسایه ها، خانواده بزرگ و گروه های محلی انجام می شود.
محله تاب آور دارای ارتباطات فعال، گروه های داوطلب، ظرفیت خودسازماندهی و فرهنگ همکاری است.
مدرسه ملی تاب آوری می تواند با آموزش تسهیل گری محلی، مهارت های کار جمعی، مدیریت تعارض اجتماعی و طراحی برنامه های محله محور، این بعد را تقویت کند.
بعد زیرساختی و اقتصادی نیز با تاب آوری پیوند عمیق دارد.
وقتی معیشت شکننده باشد یا خدمات حیاتی دچار اختلال شود، فشار روانی و آسیب های اجتماعی افزایش می یابد.
مدرسه ملی تاب آوری می تواند با همکاری نهادهای مرتبط، آموزش سواد مالی پایه، مهارت های کارآفرینی کوچک، مدیریت منابع خانواده و نیز آموزش آمادگی برای شرایط اضطراری را توسعه دهد.
بعد سلامت روان اجتماعی در بحران، بعد دیگری است که برای جامعه ضروری است. این بعد شامل آموزش کمک های اولیه روان شناختی، مهارت های حمایت از افراد آسیب دیده، نظام ارجاع به خدمات تخصصی، و برنامه های بازتوانی پس از حادثه است. وقتی بحران رخ می دهد، مدیریت اضطراب جمعی، کاهش شایعه و افزایش احساس کنترل، بخشی از تاب آوری اجتماعی محسوب می شود و مدرسه ملی تاب آوری می تواند برای آن پروتکل ها و آموزش های استاندارد ارائه کند.
اهداف مدرسه ملی تاب آوری در سطح ملی باید روشن، قابل اندازه گیری و قابل پیگیری باشد.
هدف بنیادی، نهادینه سازی تاب آوری به عنوان یک مهارت عمومی و یک اصل در سیاست گذاری است.
این هدف با گنجاندن آموزش تاب آوری در برنامه های درسی، آموزش ضمن خدمت کارکنان، و توسعه برنامه های محله محور محقق می شود.
هدف مهم دیگر، افزایش آمادگی جامعه برای مخاطرات و فشارهای مزمن است. آمادگی یعنی مردم بدانند در شرایط سخت چگونه تصمیم بگیرند، از کجا کمک بگیرند، چگونه ارتباطات خود را حفظ کنند و چگونه از سلامت روان خود مراقبت کنند.
هدف سوم، کاهش آسیب پذیری و پیشگیری از پیامدهای منفی است. بسیاری از مشکلات اجتماعی مانند خشونت، اعتیاد، بزهکاری، افسردگی، اضطراب و افت تحصیلی با ضعف مهارت های مقابله ای و نبود حمایت اجتماعی تشدید می شوند. مدرسه ملی تاب آوری با آموزش و مداخله های هدفمند می تواند نقش پیشگیرانه موثر داشته باشد.
هدف چهارم، تقویت عوامل محافظت کننده است؛ عواملی مانند حمایت اجتماعی، احساس تعلق، خودکارآمدی، مهارت حل مسئله و امید. این عوامل مانند سپر عمل می کنند و احتمال فروپاشی روانی و اجتماعی را کاهش می دهند.
هدف پنجم، ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی است. تاب آوری به معنای تحمل رنج نیست؛ به معنای توان زندگی کردن با کیفیت بهتر در شرایط متغیر است. مدرسه ملی تاب آوری با آموزش خودمراقبتی، مهارت های ارتباطی، و روش های مدیریت استرس به بهبود کیفیت زندگی کمک می کند.
هدف ششم، استانداردسازی آموزش تاب آوری و توسعه صلاحیت های حرفه ای است. برای این کار باید چارچوب شایستگی مربی تاب آوری، معیارهای دوره ها، روش های ارزیابی، و نظام گواهی نامه تدوین شود.
استانداردسازی باعث می شود آموزش ها همگن، قابل اعتماد و قابل مقایسه شوند.
هدف هفتم، تربیت نیروی انسانی متخصص است.
کشور برای اجرای برنامه های تاب آوری به مربیان، تسهیل گران محلی، مشاوران آموزش دیده، و مدیران تاب آوری نیاز دارد.
مدرسه ملی تاب آوری می تواند مسیرهای آموزشی مرحله ای طراحی کند که از سطح مقدماتی تا پیشرفته ادامه داشته باشد و مهارت های کاربردی را منتقل کند.
هدف هشتم، تولید دانش بومی و مبتنی بر شواهد است. هر جامعه ویژگی های فرهنگی و اجتماعی خاص خود را دارد و نسخه های آماده همیشه موثر نیستند. مدرسه ملی تاب آوری با پژوهش های میدانی و ارزیابی برنامه ها می تواند مدل های بومی بسازد و آن ها را به بسته های آموزشی و اجرایی تبدیل کند.
هدف نهم، ایجاد نظام پایش و سنجش تاب آوری است.
بدون داده، امکان مدیریت و بهبود وجود ندارد.
مدرسه ملی تاب آوری می تواند شاخص های ملی تاب آوری را تعریف کند و با همکاری نهادهای آماری و پژوهشی، گزارش های دوره ای تولید کند تا روندها، شکاف ها و اولویت های مداخله مشخص شوند. هدف دهم، تقویت هماهنگی بین بخشی و هم افزایی منابع است. تاب آوری در نقطه تلاقی آموزش، سلامت، رفاه، مدیریت بحران، رسانه و اقتصاد قرار دارد.
مدرسه ملی تاب آوری با ایجاد کارگروه های تخصصی، تفاهم نامه های اجرایی و برنامه های مشترک، مسیر همسویی را تقویت می کند و از اقدامات جزیره ای جلوگیری به عمل می آورد.
در جمع بندی، مدرسه ملی تاب آوری یک راهبرد ملی برای ساختن توان روانی، اجتماعی و سازمانی جامعه است.
این مدرسه با ارکان حکمرانی، آموزش، پژوهش، مداخله، شبکه سازی، ارزیابی و فرهنگ سازی، به توسعه تاب آوری در ابعاد فردی، خانوادگی، مدرسه ای، سازمانی، محله ای، اقتصادی و سلامت روان اجتماعی کمک می کند. خروجی نهایی آن جامعه ای آماده تر، سالم تر و هماهنگ تر است که در برابر بحران ها و فشارها توان سازگاری و بازسازی بهتری دارد و مسیر توسعه انسانی را با ثبات بیشتری طی می کند.
۳ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !