پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
سواد مالی در گروه‌های کم‌توان و آسیب‌پذیر

سواد مالی در گروه‌های کم‌توان و آسیب‌پذیر یکی از بنیادی‌ترین و در عین حال مغفول‌ترین ابعاد توانمندسازی اجتماعی، عدالت اقتصادی و رفاه فراگیر در جوامع معاصر به شمار می‌رود.

به بیان الهه آل محمدی بنیانگذار همیانه فقدان سواد مالی و سدهای دسترسی به خدمات بانکی، استقلال و امنیت معیشتی گروه‌های کم‌توان و آسیب‌پذیر را به شدت تهدید می‌کند؛ کارشناسان ارتقای آموزش‌های کاربردی اقتصاد فردی، دسترس‌پذیری زیرساخت‌های مالی دیجیتال و اصلاح قوانین حمایتی را کلید اصلی دستیابی این قشر به خوداتکایی و پیشگیری از فقر مضاعف می‌دانند.

سواد مالی صرفاً به معنای دانستن فرمول‌های پیچیده ریاضی، درک مفاهیم سرمایه‌گذاری پرریسک یا تسلط بر اصطلاحات دشوار بازارهای مالی نیست؛  سواد مالی در ساده‌ترین و کاربردی‌ترین تعریف، شامل مجموعه‌ای از دانش‌ها، بینش‌ها، مهارت‌ها و رفتارهای بنیادینی است که فرد را قادر می‌سازد تا در مدیریت دخل‌وخرج، پس‌انداز ایمن، تخصیص بهینه منابع محدود، پیشگیری از سوءاستفاده‌های مالی و تصمیم‌گیری درست اقتصادی مستقل عمل کند.

در جوامع امروزی، افراد دارای معلولیت‌های جسمی، حسی و ذهنی، سالمندان با مستمری ناچیز، زنان سرپرست خانوار، کارگران فصلی و حاشیه‌نشینان بیش از سایر اقشار در معرض تلاطم‌های تورمی و نابرابری‌های نظام‌مند قرار دارند. از این رو، ارزیابی چندبعدی سطح دانش اقتصادی این جمعیت و راه‌های ارتقای کارآمدی مالی آنان ضرورتی انکارناپذیر برای سیاست‌گذاران به شمار می‌رود.

 

واقعیت زیسته افراد آسیب‌پذیر و کم‌توان همواره با محرومیت مضاعف مالی همراه است. از یک سو، بسیاری از این افراد به دلیل محدودیت‌های کارکردی یا نبود فرصت‌های استخدامی برابر، از دستیابی به درآمدهای پایدار و مکفی محروم هستند و از سوی دیگر، هزینه‌های سرسام‌آور خدمات درمانی، خرید تجهیزات توانبخشی، داروهای مادام‌العمر و مراقبت‌های ویژه، سبد هزینه آنان را به شدت سنگین می‌کند.

در چنین شرایطی که عدم تعادل میان درآمد و مخارج به اوج می‌رسد، حتی خطاهای کوچک مالی و تصمیم‌گیری‌های شتاب‌زده می‌تواند کل سامانه زیستی فرد و خانواده او را در آستانه ورشکستگی مطلق قرار دهد. آموزش سازوکارهای هوشمندانه مدیریت بودجه و تفکیک اولویت‌های ضروری از هزینه‌های غیرفوری، نخستین خاکریز دفاعی برای تثبیت ثبات اقتصادی این قشر محسوب می‌شود.

یکی از جدی‌ترین چالش‌های این حوزه، وابستگی شدید مالی افراد کم‌توان به اطرافیان، مراقبان یا سرپرستان است. هنگامی که یک فرد به سبب نقص حسی، اختلال یادگیری یا محدودیت‌های حرکتی نتواند حساب بانکی خود را شخصاً اداره کند، با سازوکارهای دریافت حقوق و مستمری آشنا نباشد و از ارزش دارایی‌های خود اطلاعی نداشته باشد، ناخواسته اختیارات مالی خود را به دیگران واگذار می‌کند.

این وابستگی کامل نه تنها حس استقلال و خودکارآمدی فردی را فرسایش می‌دهد، بلکه در موارد متعددی به سوءاستفاده‌های مالی، تصاحب دارایی‌ها یا فریب از سوی اطرافیان و سودجویان منجر می‌شود. یادگیری مفاهیم ابتدایی حسابداری شخصی، حقوق مالی و آشنایی با حدود دارایی‌ها، حس عاملیت و اعتمادبه‌نفس را بازسازی می‌کند و امنیت روانی را برای فرد به ارمغان می‌آورد.

دیجیتالی‌شدن خدمات مالی و بانکی در سال‌های اخیر اگرچه سرعت و سهولت دسترسی را بالا برده، اما هم‌زمان سدهای نوینی در برابر اقشار کم‌توان پدید آورده است. نرم‌افزارهای پرداخت همراه، وب‌سایت‌های بانکی و دستگاه‌های خودپرداز عموماً برای کاربران با بینایی کامل، شنوایی سالم و تحرک دست طراحی شده‌اند و استانداردهای دسترس‌پذیری در آن‌ها رعایت نمی‌شود. یک فرد نابینا یا فردی با لرزش دست برای انجام ساده‌ترین تراکنش‌های الکترونیکی مجبور به افشای رمز عبور و اطلاعات کارت بانکی خود به دیگران می‌شود.

این وضعیت بستری آسیب‌زا برای سرقت‌های اینترنتی و خالی شدن حساب‌های اندک این افراد ایجاد می‌کند. ارتقای سواد مالی دیجیتال باید در کنار الزامات دستوری به نظام بانکی برای دسترس‌پذیر کردن اپلیکیشن‌ها و افزودن صفحه‌خوان‌های صوتی و دستگاه‌های منطبق با ویلچر پیگیری شود تا امنیت معاملات مالی این گروه تضمین گردد.

مسئله تاب‌آوری اقتصادی در برابر شوک‌های بیرونی نیز با سواد مالی پیوند مستقیم دارد. در شرایط بی‌ثباتی اقتصادی، تورم ساختاری و حوادث پیش‌بینی‌نشده، اقشار آسیب‌پذیر نخستین ضربات را دریافت می‌کنند زیرا معمولاً فاقد پس‌اندازهای اضطراری یا بیمه‌های مکمل هستند. آموزش تفکر محتاطانه در پس‌انداز خرد، صندوق‌های پس‌انداز خانوادگی و محلی، و شناخت بیمه‌های پایه و درمانی متناسب با نیازها، این امکان را فراهم می‌سازد که با اندک درآمدها نیز نوعی ضربه‌گیر مالی در برابر بحران‌های پیش‌بینی‌نشده شکل بگیرد. فردی که به سواد مالی مجهز است، از دام وام‌های بهره‌محور غیررسمی و کلاهبرداری‌های هرمی که وعده سودهای کلان واهی می‌دهند دوری می‌جوید و دارایی ناچیز خود را در ورطه‌های پرخطر از دست نمی‌دهد.

روان‌شناسی مالی در گروه‌های کم‌توان ابعاد پنهان دیگری نیز دارد. احساس حقارت اجتماعی ناشی از کمبود درآمد یا احساس بار بودن بر دوش دیگران ممکن است به الگوهای رفتاری ناسازگار اقتصادی مانند خریدهای تسکینی یا برعکس، خساست و محرومیت خودخواسته افراطی بینجامد. آموزش هوش مالی به افراد آسیب‌پذیر کمک می‌کند تا هیجانات منفی خود را از تصمیمات مالی تفکیک کنند و به پول نه به عنوان معیاری برای ارزش وجودی انسان، بلکه به عنوان ابزاری در خدمت زیست مستقل و کاهش رنج‌های روزمره بنگرند. تغییر رابطه ذهنی با ثروت و درک شیوه‌های واقع‌گرایانه بهره‌وری اقتصادی، انگیزه زیست شرافتمندانه را در میان دشواری‌ها ارتقا می‌بخشد.

نقش خانواده در پایه‌ریزی رفتارهای مالی پایدار این قشر کاملاً حیاتی است. والدینی که به دلیل دلسوزی بیش از حد، فرزند دارای معلولیت خود را از درگیر شدن در معاملات روزمره مانند خرید نان، پرداخت پول و درک مفهوم ارزش اسکناس و کارت‌های بانکی کنار می‌گذارند، در عمل مسیر استقلال آینده او را مسدود می‌کنند. آموزش سواد مالی باید از درون خانواده و به شکل تمرین‌های ساده زندگی آغاز شود. تشویق به داشتن قلک اختصاصی، بودجه‌بندی پول توجیبی، و مشارکت در تصمیم‌گیری‌های خریدهای خانه، مهارت‌های اقتصادی را در ذهن کودک و نوجوان کم‌توان نهادینه می‌سازد و آمادگی پذیرش نقش‌های بزرگسالی را در او بارور می‌کند.

در سطح کلان، سیاست‌گذاری‌های عمومی و رسانه‌ای نقشی پیشرو دارند. آموزش سواد مالی نباید در کلاس‌های خصوصی گران‌قیمت یا کتاب‌های تخصصی آکادمیک محبوس بماند. سازمان‌های بهزیستی، نهادهای مددکاری، آموزش و پرورش استثنایی و صداوسیما موظفند بسته‌های آموزشی ساده‌سازی‌شده، موشن‌گرافی‌های دارای زبان اشاره، متون به خط بریل و پادکست‌های روان پیرامون مهارت‌های پولی و حقوق اقتصادی تولید کنند. از سوی دیگر، تسهیل مقررات برای افتتاح حساب‌های بانکی مستقل توسط افراد با معلولیت خفیف و جلوگیری از رویه‌های سلیقه‌ای بانک‌ها که مانع از بهره‌مندی آزادانه این شهروندان از خدمات اعتباری می‌شود، پیش‌شرط احقاق عدالت مالی است.

در فرجام این تحلیل باید تأکید کرد که توانمندسازی مالی گروه‌های کم‌توان و آسیب‌پذیر بدون توسعه سواد مالی جامع توهمی بیش نیست. پرداخت یارانه‌ها و کمک‌های نقدی دوره‌ای، اگرچه مسکنی کوتاه‌مدت برای بقای اقتصادی است، اما راه به سوی استقلال و رهایی از فقر پایدار نمی‌گشاید. سواد مالی، قطب‌نمای حرکت در مسیر استقلال، خوداتکایی و حفظ شأن انسانی است. جامعه‌ای که دانش اقتصادی را برای همه آحاد خود، به‌ویژه کم‌توان‌ترین شهروندانش، قابل فهم، دسترس‌پذیر و امن گرداند، نه‌تنها از فرسایش سرمایه‌های انسانی جلوگیری می‌کند، بلکه بستری عادلانه برای همبستگی، شکوفایی و بهزیستی اجتماعی خلق می‌نماید.



۵ بازدید


۰ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .