مشارکت و سلامت اجتماعی
مشارکت و سلامت اجتماعی
رابطه میان مشارکت اجتماعی و سلامت، موضوع مطالعات گستردهای در حوزه سلامت عمومی، سیاستگذاری اجتماعی و حکمرانی سلامت بوده است.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی بنیانگذار رسانه تاب آوری و معاونت علمی پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران مشارکت اجتماعی یکی از پایههای مهم سلامت فردی و جمعی است.
حضور فعال مردم در فعالیتهای اجتماعی، داوطلبانه و محلهمحور، احساس تعلق، اعتماد و حمایت اجتماعی را تقویت میکند. این ارتباط میتواند به کاهش انزوا، افزایش امید و بهبود سلامت روان کمک کند.جوامعی که فرصت مشارکت بیشتری فراهم میکنند، ظرفیت بالاتری برای حل مسائل، مدیریت بحرانها و ارتقای کیفیت زندگی دارند. از این منظر، سلامت پایدار بدون مشارکت آگاهانه و مسئولانه شهروندان به دشواری تحقق مییابد.
یافتههای پژوهشی نشان میدهد مشارکت مردم میتواند از مسیرهایی مانند افزایش اعتماد، تقویت حمایت اجتماعی، ارتقای احساس توانمندی، بهبود ارتباط میان مردم و نظام سلامت و هماهنگ کردن خدمات با نیازهای واقعی جامعه، بر سلامت اثر بگذارد.
سازمان جهانی بهداشت در سالهای اخیر مشارکت اجتماعی را بهعنوان یکی از مؤلفههای مهم حکمرانی نظام سلامت مورد توجه قرار داده است. در تعریف سازمان جهانی بهداشت، مشارکت اجتماعی به توانمندسازی مردم، جوامع و جامعه مدنی برای حضور فراگیر در فرآیندهای تصمیمگیری مربوط به سلامت در سطوح مختلف اشاره دارد. این رویکرد تأکید میکند که مشارکت نباید به دریافت نظر مردم محدود شود، بلکه باید در چرخه سیاستگذاری، اجرا، نظارت و ارزیابی جایگاه مشخص داشته باشد (World Health Organization, 2024a).
WHO همچنین بر این باور است که مشارکت اجتماعی میتواند به افزایش مشروعیت، اعتماد، شفافیت و پاسخگویی نظام سلامت کمک کند. در یک چارچوب سیاستی منتشرشده در سال ۲۰۲۴، مشارکت اجتماعی با چهار حوزه مهم یعنی مشروعیت و اعتماد، اثرگذاری و کارایی، عدالت اجتماعی و احساس تعلق و مالکیت مرتبط دانسته شده است. بر اساس این دیدگاه، مشارکت مردم میتواند به نظامهای سلامت کمک کند تا پاسخگوتر، عادلانهتر، پایدارتر و متناسبتر با نیازهای جامعه عمل کنند.
یکی از مهمترین شواهد پژوهشی در این زمینه، مرور نظاممند O'Mara-Eves و همکاران است. این پژوهش با بررسی ۱۳۱ مطالعه نشان داد مداخلات مبتنی بر مشارکت جامعه با بهبود رفتارهای مرتبط با سلامت، پیامدهای سلامت، خودکارآمدی و حمایت اجتماعی ارتباط دارند. نویسندگان البته تأکید میکنند که درباره اثرات بلندمدت و اینکه کدام مدل مشارکت در همه شرایط بهترین نتیجه را ایجاد میکند، هنوز شواهد کافی وجود ندارد (O'Mara-Eves et al., 2015). .
این یافته اهمیت زیادی دارد؛ زیرا نشان میدهد مشارکت اجتماعی صرفاً یک ارزش اخلاقی یا سیاسی نیست و میتواند پیامدهای قابل اندازهگیری برای سلامت داشته باشد. با این حال، میزان موفقیت آن به نحوه طراحی مشارکت، شرایط اجتماعی، ویژگیهای جامعه و کیفیت ارتباط میان مردم و نهادهای مسئول وابسته است.
در یک مرور نظاممند دیگر، Cyril و همکاران (2015) نیز اثربخشی مشارکت جامعه را در مداخلات سلامت بررسی کردند. نتایج این مطالعه نشان داد مشارکت جامعه میتواند در حوزههایی مانند رفتارهای سلامتمحور، پیامدهای سلامت، خودکارآمدی و حمایت اجتماعی اثر مثبت داشته باشد. این مطالعه همچنین نشان میدهد که مشارکت موفق نیازمند توجه به زمینه اجتماعی و شیوه اجرای مداخله است و نمیتوان یک مدل واحد را برای همه جوامع تجویز کرد (Cyril et al., 2015).
Wallerstein و همکاران (2020) در یک فرامرور مطالعاتی درباره پژوهشهای مشارکتی و جامعهمحور، بر اهمیت رابطه واقعی و برابر میان پژوهشگران، متخصصان و جامعه تأکید کردند. یافتههای این مطالعه نشان میدهد کیفیت مشارکت، نحوه توزیع قدرت، اعتماد میان شرکا و توجه به زمینه اجتماعی از عوامل مهم موفقیت برنامههای مشارکتی هستند. از این منظر، مشارکت زمانی بیشترین اثر را دارد که جامعه از یک دریافتکننده خدمات به یک شریک فعال در تولید دانش و طراحی راهحل تبدیل شود (Wallerstein et al., 2020).
مطالعه دیگری توسط Milton و همکاران (2019) بهطور مشخص به مشارکت جامعه در توسعه، اجرا و ارزیابی خدمات سلامت پرداخت. این مرور نظاممند نشان داد مشارکت جامعه میتواند پیامدهایی در سطح جامعه، فرآیندهای ارائه خدمات، توانمندسازی و برخی پیامدهای سلامت داشته باشد؛ با این حال، کیفیت و میزان شواهد در مطالعات مختلف یکسان نبوده است (Milton et al., 2019).
در حوزه بیماریهای مزمن نیز شواهد قابل توجهی وجود دارد. Campbell و همکاران (2020) در یک مرور نظاممند از مداخلات پژوهش مشارکتی جامعهمحور برای بهبود پیامدهای دیابت، ۱۶ مطالعه را بررسی کردند. در بیشتر این مطالعات تغییرات معناداری در یک یا چند پیامد سلامت مشاهده شد و نویسندگان بر نقش مهم کارکنان سلامت جامعه و رویکردهای مبتنی بر نیازهای مردم تأکید کردند (Campbell et al., 2020).
این یافتهها اهمیت مشارکت را از یک موضوع کلی اجتماعی به سطح مداخلات مشخص سلامت منتقل میکند. یعنی مشارکت میتواند در طراحی و اجرای برنامههایی مانند پیشگیری از بیماریهای مزمن، آموزش سلامت، حمایت اجتماعی و ارتقای رفتارهای سالم نیز مورد استفاده قرار گیرد.
مشارکت اجتماعی در بحران و رویدادهای طبیعی
اهمیت مشارکت مردم در شرایط بحران حتی بیشتر میشود. در بحرانهای سلامت، فاصله میان تصمیمگیران و جامعه میتواند موجب شکلگیری بیاعتمادی، شایعات و مقاومت در برابر اقدامات بهداشتی شود. در مقابل، مشارکت جوامع محلی میتواند به شناسایی بهتر نیازها و افزایش پذیرش اقدامات سلامت کمک کند.
Rass و همکاران (2020) در یک مرور نظاممند درباره مشارکت جوامع آسیبدیده از مناقشه و جابهجایی اجباری در پاسخهای بشردوستانه سلامت نشان دادند که مشارکت جامعه میتواند به طراحی پاسخهایی متناسبتر با نیازهای محلی کمک کند. این مطالعه همچنین بر وجود موانع مختلف نهادی و اجتماعی در مسیر مشارکت تأکید دارد و نشان میدهد ایجاد مشارکت مؤثر به اعتماد، ظرفیتسازی و سازوکارهای مناسب نیاز دارد (Rass et al., 2020).
WHO نیز در رویکردهای جدید خود تأکید کرده است که مشارکت جامعه باید بخشی از عملکرد عادی نظام سلامت باشد و نباید تنها در زمان بحران مورد استفاده قرار گیرد. در این رویکرد، جامعه مجموعهای از روابط اجتماعی و انسانی است و نظام سلامت نیز باید خود را بخشی از این شبکه گسترده بداند (WHO, 2024b).
مشارکت، اعتماد و تابآوری نظام سلامت
یکی از یافتههای مهم مطالعات جدید، ارتباط مشارکت با اعتماد و تابآوری است. وقتی مردم احساس کنند در تصمیمهای مربوط به سلامت حضور دارند و تجربه و دیدگاه آنان مورد توجه قرار میگیرد، امکان شکلگیری اعتماد بیشتر میشود. اعتماد نیز در شرایط بحران به پذیرش بهتر توصیههای سلامت و همکاری عمومی کمک میکند.
WHO در گزارش سیاستی خود درباره مشارکت اجتماعی، تأکید میکند که مشارکت میتواند به ایجاد نظامهای سلامت پاسخگو، پایدار و تابآور کمک کند. این سازمان مشارکت را یک فعالیت جانبی نمیداند، بلکه آن را بخشی از حکمرانی مؤثر نظام سلامت معرفی میکند.
اهمیت این مطالعات برای ایران
مجموع این شواهد نشان میدهد که مشارکت مردم میتواند یکی از مسیرهای مهم ارتقای سلامت اجتماعی در ایران باشد؛ با این حال، انتقال تجربههای بینالمللی باید با شرایط فرهنگی، اجتماعی و نهادی کشور سازگار شود.
در ایران، سازمانهای مردمنهاد، گروههای داوطلب، دانشگاهها، مراکز بهداشت، شوراهای محلی و رسانهها میتوانند در ایجاد این پیوند نقش داشته باشند. مسئله اصلی، ایجاد مشارکت صوری نیست؛ بلکه فراهم کردن فرصتهایی است که مردم در آنها بتوانند مسئله را تعریف کنند، راهحل پیشنهاد دهند، در اجرای برنامه حضور داشته باشند و نتیجه مشارکت خود را مشاهده کنند.
بنابراین، بر اساس شواهد پژوهشی، میتوان گفت مشارکت اجتماعی زمانی بیشترین اثر را بر سلامت دارد که چهار ویژگی داشته باشد: معنادار، فراگیر، مستمر و نتیجهمحور.
مشارکت معنادار به این معناست که صدای مردم در تصمیمها اثر داشته باشد؛ مشارکت فراگیر یعنی گروههای مختلف اجتماعی امکان حضور داشته باشند؛ مشارکت مستمر به معنای محدود نبودن ارتباط به یک پروژه کوتاهمدت است؛ و مشارکت نتیجهمحور یعنی مردم بتوانند پیامد حضور خود را در زندگی واقعی مشاهده کنند.
از این منظر، توسعه سلامت اجتماعی در ایران نیازمند پیوند جدیتر میان نظام سلامت، جامعه مدنی، دانشگاه، رسانه و گروههای محلی است. چنین پیوندی میتواند علاوه بر بهبود خدمات سلامت، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و ظرفیت جامعه برای مواجهه با بحرانها را نیز تقویت کند.
۲ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !