نقش راهبردی خبرنگاری در مدیریت هیجانات جمعی و تقویت تاب آوری اجتماعی
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی معاون علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران تابآوری اجتماعی، در نهایت، در شبکهای از روایتهای صادق، بهموقع و امیدبخش ریشه میگیرد که خبرنگاران متعهد، حلقههای آن را به هم متصل میکنند و آن را از سطح شعار به سطح زیست روزمره مردم میآورند.
نقش خبرنگاری در مدیریت بحران و تقویت تابآوری اجتماعی، موضوعی است که در عصر کنونی با گسترش رسانههای دیجیتال و افزایش پیچیدگی مخاطرات طبیعی و انسانی، اهمیتی دوچندان یافته است. خبرنگار در این عرصه، فراتر از یک ناقل صرف اخبار، به عنوان پل ارتباطی میان دستگاههای مدیریتی، منابع علمی و جامعه محلی عمل میکند.
این نقش در سه محور اصلی قابل بررسی است:
پیش از بحران،
حین بحران و پس از بحران.
به گزارش میگنا رسانه اول سلامت روان ایران هر یک از این مراحل، نیازمند رویکردها و مسئولیتهای خاصی از سوی خبرنگار است که در نهایت به افزایش توانایی جامعه برای مقابله، سازگاری و بازیابی منجر میشود.
در مرحله پیش از بحران، خبرنگار با تولید محتوای آگاهیبخش و آموزشی، زمینهساز شکلگیری فرهنگ پیشگیری میشود. این وظیفه ایجاب میکند که خبرنگار به جای پرداختن به رویدادهای هیجانانگیز و لحظهای، به سراغ تحلیل خطرپذیری مناطق مختلف، بررسی نقاط ضعف زیرساختها و معرفی الگوهای موفق مقاومسازی برود.
گزارشهایی که به زبان ساده و قابل فهم برای عموم، مفاهیمی مانند نقشههای خطر، مسیرهای تخلیه، ذخیره مواد غذایی و دارویی ضروری و روشهای کمکهای اولیه را تبیین میکنند، سرمایه اجتماعی گرانبهایی را ایجاد میکنند. این سرمایه، زمانی که بحران رخ میدهد، به صورت کاهش هراس و افزایش واکنشهای منطقی خود را نشان میدهد. خبرنگار در این مرحله باید با همکاری نزدیک با سازمانهای مدیریت بحران، دانشگاهیان و کارشناسان محلی، اطلاعات دقیق و بهروز را استخراج کرده و به شکلی جذاب و ماندگار در حافظه جمعی نهادینه کند. پوشش منظم مانورهای آمادگی، مصاحبه با بازماندگان بحرانهای گذشته و نمایش فیلمهای کوتاه از رفتارهای صحیح در شرایط اضطراری، بخشی از ابزارهای خبرنگاری برای کاهش آسیبپذیری روانی و ساختاری جامعه به شمار میرود.
در این میان، خبرنگار محلی که به جغرافیا، فرهنگ و شبکههای ارتباطی منطقه اشراف دارد، نقشی بیبدیل در ترجمه توصیههای کلی به دستورالعملهای بومی و عملی ایفا میکند. این تطبیق پیام با زمینههای فرهنگی، موجب میشود که توصیههای پیشگیرانه از سوی مردم جدیتر گرفته شده و به رفتار روزمره تبدیل گردد.
هنگامی که بحران رخ میدهد، خبرنگار وارد حساسترین و دشوارترین مرحله کاری خود میشود.
در این لحظات، سرعت، دقت و مسئولیتپذیری سه رکن اساسی عملکرد او هستند.
خبرنگار نخستین منبعی است که جامعه برای دریافت اطلاعات معتبر به آن مراجعه میکند.
بنابراین، انتشار شایعات، حدسها و آمار غیررسمی میتواند فاجعهای بزرگتر از خود حادثه طبیعی ایجاد کند. وظیفه خبرنگار در مدیریت بحران، پالایش اطلاعات از میان انبوه دادههای پراکنده و ارائه تصویری شفاف از وسعت خسارات، تعداد مصدومان، نیازهای فوری و اقدامات در حال انجام است.
او باید با حفظ آرامش و تسلط کلامی، امید و اعتماد را در میان بازماندگان زنده نگه دارد، بدون اینکه از واقعیتهای تلخ چشمپوشی کند. این تعادل ظریف میان صداقت و امیدبخشی، هنر اصلی خبرنگار بحران است. گزارشهای میدانی از مناطق آسیبدیده، اگر با رعایت کرامت انسانی و پرهیز از نمایش صحنههای دلخراش همراه باشد، هم به افزایش همدلی ملی کمک میکند و هم فشار روانی بر بازماندگان را کاهش میدهد.
خبرنگار همچنین نقش واسط بین مراکز فرماندهی عملیات و مردم را بر عهده دارد. او دستورالعملهای تخلیه، نقاط اسکان موقت، خطوط تلفن اضطراری و نحوه توزیع اقلام امدادی را با زبانی گویا و تکراری پخش میکند تا حتی افراد کمسواد یا دارای آسیبهای شناختی نیز بتوانند از آن استفاده کنند.
در این مرحله، خبرنگار باید از هرگونه بزرگنمایی احساسی، تخریب مسئولان یا دامن زدن به اختلافات قومی و منطقهای پرهیز کند، زیرا این اقدامات کمکی به حل بحران نمیکند و اعتماد عمومی به نظام مدیریتی را خدشهدار میسازد. یکی از مهمترین کارکردهای خبرنگار در زمان بحران، رصد مداوم کانالهای رسمی و غیررسمی برای شناسایی سریع شایعات و تکذیب آنها با استناد به منابع موثق است.
این فرایند نیازمند تشکیل اتاقهای خبری ویژه بحران در رسانهها و هماهنگی کامل با ستادهای مدیریت بحران است تا خروجی اطلاعات یکپارچه و بدون تناقض باشد.
پس از فروکش کردن موج اولیه بحران، نقش خبرنگار به هیچ وجه پایان نمییابد، بلکه وارد فاز حیاتی بازسازی و بازیابی میشود. در این دوره، که ممکن است ماهها و سالها به طول انجامد، خبرنگار به عنوان چشمان بیدار جامعه، روند توزیع کمکها، سرعت بازسازی زیرساختها، کیفیت مسکنهای موقت و دائمی، و نیز وضعیت معیشتی و روانی آسیبدیدگان را پیگیری میکند.
این پیگیری مستمر، از یک سو مانع از فراموشی بحران و غفلت مسئولان میشود و از سوی دیگر، نقاط قوت و ضعف نظام مدیریت بحران را آشکار میسازد تا درسهایی برای آینده استخراج گردد. خبرنگار با تهیه گزارشهای تحلیلی و مستند از علل موفقیت یا شکست در مراحل مختلف امداد و بازسازی، به تولید دانش بومی مدیریت بحران کمک شایانی میکند. همچنین، در این مرحله، خبرنگار میتواند با روایت داستانهای امیدوارکننده از همیاری همسایگان، فداکاری امدادگران داوطلب و ابتکارات محلی برای معیشت جایگزین، تابآوری اجتماعی را به نمایش بگذارد و الگوسازی کند.
این روایتهای مثبت، اگرچه از درد و رنج بازماندگان نمیکاهد، اما نشان میدهد که جامعه ظرفیت بازسازی هویت جمعی خود را دارد. خبرنگار همچنین نقش موثری در پیوند دادن گروههای مختلف اجتماعی، از جمله کسبه، خیرین، جوانان و زنان، با یکدیگر و با نهادهای دولتی ایفا میکند تا فرایند بازسازی به شکلی مشارکتی و عادلانه پیش رود. او با پوشش جلسات شورای محلی، مجامع عمومی و کارگروههای تخصصی، شفافیت را تضمین کرده و زمینه را برای پاسخگویی مسئولان فراهم میآورد.
در بلندمدت، خبرنگار با بازخوانی تجربه بحران و مقایسه آن با استانداردهای جهانی، به تدوین چارچوبی برای ارزیابی ریسک و بهبود برنامههای آمادگی کمک میکند. این بازاندیشی جمعی، که با میانجیگری خبرنگار صورت میگیرد، جامعه را از حالت انفعال و درماندگی خارج کرده و به سوی عاملیت و خودکارآمدی سوق میدهد.
علاوه بر این سه مرحله زمانی، خبرنگار در تقویت تابآوری اجتماعی به طرق فرازمانی نیز اثرگذار است.
او با ایجاد گفتمان عمومی پیرامون مخاطرات، به عادیسازی بحث درباره مرگ، آسیب و نااطمینانی کمک میکند، موضوعاتی که معمولاً در فرهنگهای مختلف تابو محسوب میشوند. این عادیسازی، هراس وجودی را کاهش داده و ظرفیت روانی جامعه را برای مواجهه با رویدادهای ناگوار افزایش میدهد.
خبرنگار با آموزش سواد رسانهای به مخاطبان، توانایی آنها را در تشخیص اطلاعات معتبر از جعلی بالا میبرد، که خود عاملی کلیدی در کاهش هرجومرج اطلاعاتی حین بحران است. او همچنین با ترویج سبکهای زندگی کمخطر، مانند ساختوساز مقاوم، مدیریت پسماند، حفظ پوشش گیاهی و رعایت اصول ایمنی در خانه و محل کار، به صورت غیرمستقیم به کاهش ریسک پایه کمک میکند. در سطح کلان، خبرنگار با پیوند دادن تجارب محلی به سیاستگذاری ملی، زمینه را برای بازنگری در قوانین بودجهریزی، بیمه، کاربری اراضی و تخصیص منابع فراهم میآورد. این ارتباط افقی و عمودی اطلاعات، شبکهای از آگاهی جمعی را شکل میدهد که در آن هر شهروند یک گیرنده منفعل پیام نیست، یک کنشگر آگاه در برابر بحران محسوب میشود.
با این حال، تحقق این نقشهای متعالی، نیازمند تحولات بنیادین در خود حرفه خبرنگاری است.
اولین شرط، آموزش تخصصی خبرنگاران در حوزه مخاطرات، روانشناسی بحران، امداد و نجات و حقوق بشر دوستانه است.
دومین شرط، استقلال نسبی رسانهها از قدرتهای سیاسی و اقتصادی است تا خبرنگار بتواند بدون هراس از تبعات، نارساییها را بازگو کند.
سومین شرط، ایجاد شبکههای همکاری میان رسانههای ملی و محلی برای پوشش جامع و همهجانبه بحرانها است.
چهارمین شرط، توجه به نیازهای ویژه گروههای آسیبپذیر مانند کودکان، سالمندان، معلولان و اقلیتهای زبانی در تولید محتوا است که مستلزم استفاده از زبانهای گوناگون، نشانههای تصویری و روشهای ارتباطی جایگزین میباشد.
پنجمین شرط، بازنگری در اخلاقیات حرفهای خبرنگاری است تا در شرایط بحرانی، اصل اولویت نجات جان انسان بر هر ارزش خبری دیگر مقدم شمرده شود. این اخلاقیات، خبرنگار را ملزم میکند که از پرسشهای تحقیرآمیز از بازماندگان، انتشار تصاویر بدون رضایت، و تشدید احساسات منفی خودداری کرده و در عوض، بر راهکارها، همدلی و همبستگی تمرکز نماید.
گفتنی است خبرنگاری در مدیریت بحران، یک مسئولیت اجتماعی سنگین است که فراتر از تولید محتوا، به بازتولید سرمایه اعتماد، انسجام و خودباوری در جامعه میانجامد. خبرنگار ماهر، با تشخیص به موقع گذر از مراحل مختلف بحران، لحن، محتوا و کانال پیام خود را تنظیم میکند تا بیشترین کارایی را در هر وضعیت داشته باشد.
او از یک سو، صدای بیصدایان و آسیبدیدگان را به گوش تصمیمگیران میرساند و از سوی دیگر، منطق و برنامههای مسئولان را به زبانی قابل درک برای عموم ترجمه میکند. این نقش دو سویه، خبرنگار را به یکی از ارکان اصلی حکمرانی مشارکتی در شرایط اضطراری تبدیل میکند.
جامعهای که خبرنگاران آن به درستی آموزش دیده، حمایت شده و آزادانه عمل میکنند، بحرانها را با تلفات انسانی و مالی کمتری پشت سر میگذارد و از هر بحران به عنوان فرصتی برای یادگیری، نوآوری و تحکیم پیوندهای اجتماعی استفاده میکند.
بنابراین، سرمایهگذاری بر توانمندسازی خبرنگاران و ارتقای استانداردهای حرفهای آنها، یکی از هوشمندانهترین راهبردهای هر کشور برای مواجهه با عدم قطعیتهای آینده محسوب میشود.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی معاون علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران تابآوری اجتماعی، در نهایت، در شبکهای از روایتهای صادق، بهموقع و امیدبخش ریشه میگیرد که خبرنگاران متعهد، حلقههای آن را به هم متصل میکنند و آن را از سطح شعار به سطح زیست روزمره مردم میآورند. این همان میراث ماندگاری است که خبرنگاری بحران، فراتر از اخبار زودگذر، برای نسلهای آینده به یادگار میگذارد.
۸ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !