پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
تاب‌آوری انتخاب نیست، اجبار بقاست
تاب‌آوری انتخاب نیست، اجبار بقاست

تاب‌آوری یا resiliency در روزگار ما یک توصیه اخلاقی، یک شعار انگیزشی یا یک انتخاب لوکس نیست.
به بیان دکتر محمدرضا مقدسی معاونت علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران تاب‌آوری، اجبار بقاست.
انسان، خانواده، جامعه، سازمان و فرهنگ در جهانی زندگی می‌کنند که پیوسته با بحران، تغییر، فشار، ابهام و فرسایش روبه‌رو است.
در چنین وضعی، کسی که تاب‌آوری را نادیده می‌گیرد، در عمل از ظرفیت بقا، رشد و بازسازی خود فاصله می‌گیرد. از همین رو، فهم درست تاب‌آوری برای حیات فردی و اجتماعی اهمیت حیاتی دارد. وقتی از تاب‌آوری سخن می‌گوییم، از توان ادامه دادن در دل دشواری، از قدرت سازگاری در متن تهدید، از امکان بازسازی پس از آسیب و از ظرفیت معنا دادن به رنج حرف می‌زنیم. این معنا، تاب‌آوری را از یک واژه روان‌شناختی ساده فراتر می‌برد و آن را به یک ضرورت تمدنی تبدیل می‌کند.

انسان امروز در معرض فشارهایی قرار دارد که با گذشته تفاوت دارد. بحران آب، تغییرات اقلیمی، فرسودگی روانی، ناامنی اقتصادی، فشارهای اجتماعی، گسست هویتی، رقابت شدید، شتاب فناوری و انبوه اطلاعات، همگی به گونه‌ای عمل می‌کنند که ذهن و زندگی را در وضعیت هشدار نگه می‌دارند. در چنین شرایطی، بقا به کسانی تعلق دارد که قدرت تنظیم هیجان، بازسازی امید، حفظ پیوندهای انسانی و آفرینش معنا را در خود و محیطشان تقویت می‌کنند. تاب‌آوری از همین‌جا وارد میدان می‌شود. تاب‌آوری یعنی توان ایستادن، آموختن، ترمیم شدن و ادامه دادن. این ادامه دادن، نشانه انکار درد نیست. نشانه شناخت واقعیت و پاسخ هوشمندانه به آن است.

https://hamyaraniran.ir/db/files/image.png(3)111.jpg

وقتی می‌گوییم تاب‌آوری انتخاب نیست، در حقیقت از یک قانون نانوشته حیات سخن می‌گوییم. طبیعت، جوامع و انسان‌ها همیشه در معرض آشفتگی هستند. زیستن در جهان واقعی، به معنای رویارویی با ناکامی، فقدان، بیماری، تعارض، تغییر و پیش‌بینی‌ناپذیری است. کسی نمی‌تواند از اصل دشواری فرار کند. آنچه تفاوت می‌سازد، کیفیت پاسخ ما به دشواری است. این کیفیت پاسخ همان جایی است که تاب‌آوری معنا پیدا می‌کند. اگر فرد یا جامعه نتواند خود را با فشارها تنظیم کند، به سمت فرسایش، درماندگی، انفعال و فروپاشی پیش می‌رود. پس تاب‌آوری یک گزینه فرعی در کنار سایر گزینه‌ها نیست. تاب‌آوری شرط ماندن در میدان زندگی است.

در سطح فردی، تاب‌آوری با سلامت روان، اعتماد به نفس، انعطاف شناختی و امید پیوند دارد. فرد تاب‌آور کسی نیست که رنج نمی‌بیند. فرد تاب‌آور کسی است که رنج را می‌بیند، آن را انکار نمی‌کند، در آن متوقف نمی‌شود و راهی برای عبور می‌سازد. این عبور گاه از مسیر گفت‌وگو می‌گذرد، گاه از مسیر حمایت اجتماعی، گاه از مسیر بازنگری در باورها و گاه از مسیر پذیرش واقعیت. در هر صورت، جوهر تاب‌آوری در این است که انسان در برابر فشار، توان درهم شکستن کامل نداشته باشد. ذهن تاب‌آور می‌فهمد که شکست پایان هویت نیست، بحران پایان امکان نیست و زخم پایان حرکت نیست.

در سطح خانواده، تاب‌آوری نقش ستون پنهان بقا را دارد. خانواده‌ای که بتواند در بحران اقتصادی، بیماری، سوگ، مهاجرت، اختلاف و فشارهای روزمره، گفت‌وگو، همدلی، نظم هیجانی و همکاری را حفظ کند، شانس بالاتری برای عبور سالم از تنش‌ها دارد. در اینجا تاب‌آوری به معنای تحمل خاموش درد نیست. تاب‌آوری خانوادگی یعنی ساختن زبان مشترک برای فهم رنج، تقویت احساس امنیت، نگه داشتن پیوند عاطفی و پرورش این باور که با هم می‌توان از مرحله‌های دشوار گذشت. کودکانی که در چنین محیطی رشد می‌کنند، در آینده با فشارهای زندگی واقع‌بینانه‌تر و توانمندتر روبه‌رو می‌شوند.

در سطح اجتماعی، تاب‌آوری به معنای ظرفیت یک جامعه برای مقابله با بحران و بازسازی خود است. جامعه تاب‌آور در برابر فقر، خشکسالی، بیکاری، آسیب‌های اجتماعی، فرسایش سرمایه اجتماعی و تکانه‌های فرهنگی، توان سازمان‌دهی، مشارکت و ترمیم دارد. این نوع تاب‌آوری از دل اعتماد، هویت، همبستگی و مسئولیت مشترک زاده می‌شود. هر جا جامعه‌ای پیوندهای خود را از دست بدهد، هر بحران کوچک می‌تواند به فروپاشی بزرگ تبدیل شود. هر جا مردم احساس کنند دیده می‌شوند، شنیده می‌شوند و در سرنوشت جمعی خود سهم دارند، ظرفیت تاب‌آوری اجتماعی افزایش می‌یابد. از این منظر، تاب‌آوری یک امر شخصی محدود نیست. یک سرمایه عمومی و فرهنگی است.

رابطه تاب‌آوری و هویت بسیار عمیق است. انسان و جامعه زمانی بهتر دوام می‌آورند که بدانند چه کسی هستند، به چه چیزی تعلق دارند و برای چه چیزی می‌ایستند. هویت، نیروی پنهان مقاومت معنادار است. کسی که ریشه‌های خود را می‌شناسد، در طوفان گم نمی‌شود. جامعه‌ای که حافظه فرهنگی، روایت مشترک و افق معنایی خود را زنده نگه می‌دارد، در برابر فشارهای بیرونی و درونی قدرت بیشتری برای بازسازی دارد. از همین رو، تاب‌آوری فرهنگی در عصر بحران‌های پی‌درپی اهمیت بالایی دارد. اگر هویت تضعیف شود، انسان دچار پراکندگی درونی می‌شود و جامعه نیز قدرت انسجام خود را از دست می‌دهد.

از منظر علوم اعصاب و رویکرد Predictive Processingنیز می‌توان فهمید که چرا تاب‌آوری اجبار بقاست. مغز انسان پیوسته در حال پیش‌بینی جهان است. ذهن تلاش می‌کند از محیط، از دیگران و از آینده الگو بسازد تا بقا را ممکن کند. وقتی پیش‌بینی‌ها بارها با شکست روبه‌رو می‌شوند و انسان خود را ناتوان از اثرگذاری می‌بیند، اضطراب، بی‌ثباتی و درماندگی افزایش پیدا می‌کند. در چنین وضعی، تاب‌آوری به مغز کمک می‌کند تا مدل‌های تازه‌تری برای فهم واقعیت بسازد. این بازسازی ذهنی، به فرد امکان می‌دهد تهدید را بهتر تفسیر کند، پاسخ‌های کارآمدتری انتخاب کند و از اسارت در چرخه ترس بیرون بیاید. تاب‌آوری در اینجا نوعی بازتنظیم هوشمند میان ذهن، بدن و محیط است.

مفهوم Pike Effect نیز برای فهم این موضوع آموزنده است. هنگامی که موجود زنده بارها تجربه محدودیت و ناکامی را از سر می‌گذراند، ممکن است حتی پس از برداشته شدن مانع نیز در همان مرزهای قدیمی باقی بماند. این الگو در زندگی انسان نیز دیده می‌شود. بسیاری از افراد و جوامع، پس از تجربه‌های طولانی فشار، شکست و سرکوب، به این باور می‌رسند که تغییر ممکن نیست. اینجاست که درماندگی آموخته‌شده شکل می‌گیرد. درماندگی آموخته‌شده دشمن پنهان تاب‌آوری است. انسانی که باور کرده هیچ راهی وجود ندارد، پیش از آنکه واقعیت او را متوقف کند، خود را متوقف کرده است. تاب‌آوری در این سطح، بازگرداندن حس امکان است. یعنی بازسازی این باور که می‌توان فهمید، می‌توان یاد گرفت، می‌توان پاسخ داد و می‌توان دوباره برخاست.

تاب‌آوری با توسعه نیز پیوندی مستقیم دارد. توسعه پایدار در جامعه‌ای شکل می‌گیرد که توان عبور از بحران را داشته باشد. اگر نظام اجتماعی، آموزشی، فرهنگی و اقتصادی یک کشور در برابر تکانه‌ها شکننده باشد، مسیر توسعه بارها قطع می‌شود. رشد واقعی در بستری رخ می‌دهد که ظرفیت انطباق، یادگیری، همکاری و ترمیم وجود داشته باشد. از همین رو، تاب‌آوری بخشی از زیرساخت توسعه است. توسعه بدون تاب‌آوری، ساختمانی است بر زمینی لرزان. در سوی دیگر، تاب‌آوری بدون افق توسعه نیز ممکن است به تحمل فرساینده بحران تقلیل پیدا کند. جامعه نیاز دارد هم دوام بیاورد و هم پیش برود. این دو از هم جدا نیستند.

در مسئله آب، اقلیم و محیط زیست، معنای تاب‌آوری روشن‌تر می‌شود. جهان با دوره‌ای از تنش‌های زیست‌محیطی روبه‌رو است که زندگی انسان را در ابعاد مختلف تهدید می‌کند. کاهش منابع آب، گرمایش زمین، مهاجرت اقلیمی، فرسایش خاک و آسیب‌پذیری معیشت، همگی نشان می‌دهند که بقا دیگر با الگوهای قدیمی ممکن نیست. تاب‌آوری در این زمینه یعنی آمادگی برای سازگاری عادلانه، مدیریت هوشمند منابع، تقویت آگاهی عمومی و ساختن الگوهای جدید زیست. جامعه‌ای که تاب‌آوری زیست‌محیطی ندارد، در برابر بحران‌های آینده به شکننده می‌شود. این واقعیت نشان می‌دهد که تاب‌آوری از سطح روان فرد فراتر رفته و به یک منطق حیات جمعی تبدیل شده است.

در فضای فرهنگی و تربیتی نیز تاب‌آوری یک ضرورت است. کودک امروز باید یاد بگیرد چگونه با ناکامی، تعارض، ترس، ابهام و تغییر روبه‌رو شود. اگر تربیت تنها بر موفقیت فوری، رقابت بی‌وقفه و حذف رنج متمرکز شود، نسل آینده در برابر واقعیت زندگی آسیب‌پذیر خواهد شد. تربیت تاب‌آور به کودک می‌آموزد که احساسات خود را بشناسد، شکست را بخشی از فرایند رشد بداند، از کمک گرفتن شرم نداشته باشد و میان هویت خود و ناکامی‌های موقت تفاوت بگذارد. چنین تربیتی در بزرگسالی به شهروندانی منجر می‌شود که در بحران‌ها کمتر فرو می‌ریزند و بیشتر به بازسازی می‌اندیشند.

تاب‌آوری در نهایت یک پیام روشن دارد: زندگی میدان تضمین‌ها نیست، میدان پاسخ‌هاست. انسان نمی‌تواند همه بحران‌ها را حذف کند، می‌تواند شیوه مواجهه خود را تغییر دهد. جامعه نمی‌تواند همه تهدیدها را از میان بردارد، می‌تواند ظرفیت همبستگی، یادگیری و بازسازی خود را تقویت کند. فرهنگ نمی‌تواند از ورود فشارهای نو جلوگیری کند، می‌تواند ریشه‌های معنا، تعلق و خلاقیت را زنده نگه دارد. از همین رو، تاب‌آوری یک انتخاب تزئینی نیست. ضرورت ماندن، بازسازی شدن و ادامه دادن است.

تاب‌آوری یا resiliency، زبان بقا در عصر بی‌ثباتی است. هر کس آن را بفهمد، واقعیت زمانه خود را بهتر درک کرده است. هر جامعه‌ای که آن را جدی بگیرد، آینده خود را مسئولانه‌تر می‌سازد. در جهان امروز، پرسش این نیست که آیا به تاب‌آوری نیاز داریم یا نه. پرسش این است که چگونه آن را در ذهن، خانواده، فرهنگ، آموزش، محیط زیست و توسعه نهادینه کنیم. چون در پایان، تاب‌آوری انتخاب نیست. تاب‌آوری اجبار بقاست.



۱۰ بازدید


۲ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .