9 موضوعی که در شرایط جنگی نباید خود و دیگران را بخاطرش سرزنش کنیم!
9 موضوعی که در شرایط جنگینباید خود و دیگران را بخاطرش سرزنش کنیم!
دکتر سیدمهدی طباطباییفر
روانشناس و درمانگر
ریاست دپارتمان طرحواره درمانی، انجمن مطالعات رواندرمانی
در بحران یا شرایطی مثل آنچه مردم کشور ما در این روزها تحمل میکنند، آستانه تحمل روانی افراد کاهش یافته و هنر تابآوری کمک میکند بتوانند سازگارانهتر این شرایط را پشت سر بگذارند.
بدیهی است که شرایط جنگی ویژگیهایی دارد که اگاهی بر آن به ما کمک میکند با تسلط بهتری بر افکار، هیجانات و رفتار، زندگی خود را مدیریت کنیم. این ویژگیها فضای خودسرزنشگری یا دیگرسرزنشگری را تشدید کرده و طبیعی است افکار مبتنی بر سرزنش و تخریب، چقدر میتواند قلب قدرت تابآوری را نشانه گرفته و ما را تضعیف کند. با جستجو در مقالات مختلف و برخی کتب نوشته شده برای مدیریت روانشناختی در حوزه بحران و شرایط جنگی، با محورهای مختلفی در مورد شناخت این شرایط برخواهیم خورد که به نظر میرسد بیشترین و مهمترین آنها 9 موضوعی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
موضوعاتی که باید مراقب باشیم در این ایام، تله سرزنشگری را فعال نکرده و با مراقبت از روان، بازوی تابآوری را همچنان قوی نگهداریم:
1. افت انگیزه و ناامیدی نسبت به آینده: در شرایط مبهم، وقتی درگیر یک آینده نامعلوم میشویم، اینکه معلوم نیست شرایط جنگی چه عواقبی داشته باشد یا کی به پایان برسد، طبیعی است افراد نسبت به زندگی و آینده دچار افت انگیزه شدید شوند.
ممکن است مدام از خود سوال بپرسند، چرا یاد بگیرم، چرا سرمایهگذاری کنم؟ چرا تلاش کنم؟ من که آیندهای ندارم! اگر در چنین وضعیتی هستید، بدانید این یک وضعیت معمول در این شرایط است، به خود فرصت دهید. اگر فرزندانمان در چنین وضعیتی هستند به آنان زمان بدهیم تا خود را پیدا کنند.
2. کمشدن همدلی: طبیعی است در این شرایط هر کس درگیر پردازش مسائل خود باشد و توان حمایتیاش نسبت به دیگران کاهش یابد. احتمالا به دنبال این هستیم منابع مالی را تاجای ممکن ذخیره کنیم، ممکن است از اینکه نمیتوانیم به تمام آسیبدیدگان کمک کنیم، احساس گناه کنیم. یا توقع داشتیم برخی از عزیزانمان در ایام عید حالمان را بپرسند اما از آنان خبری نشده است.
ضمن اذعان به اینکه حمایت و همدلی در این شرایط میتواند شفابخش روانمان باشد و البته که ضرورت آن را همگان درک خواهیم کرد، مراقب باشیم با توقعات غیرواقعبینانه به خود و روابطمان آسیب نزنیم.
3. افزایش تحریکپذیری: در این فضا هر مشکل کوچک، اختلاف نظر و سوءتفاهم میتواند واکنشهای شدید دیگران را برانگیزاند.
ممکن است از همسرمان یک درخواست خرید ساده داشتهباشیم، اما ترسهای مالی او و شرایط ناثبات اقتصادی باعث شود او کلافه یا عصبانی شود. ممکن است از فرزندمان بخواهیم نسبت به نظم در خانه اهمیت بیشتری بدهد اما هنگامی که او در ذهنش در حال جنگ با احساس ناامیدی و افسردگی است، شدیدا برانگیخته شود. آسیبپذیریهای یکدیگر را درک کرده و براحتی به خود یا دیگران برچسب عصبی بودن نزنیم.
4. جستجوی مقصر برای خالی کردن خشم: احتمالا بسیاری از ما درگیر این خواهیمشد که چه کسی در این قصه مقصر است؟
کدام سیاست، کدام اعتقاد، کدام تصمیم، چه کسی باعث شد ما به این حال و روز بیفتیم؟
روابط در سطح کلان بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان تشخیص داد چه کسی تا چه میزان در یک اتفاق سهم دارد.
یادمان باشد دنیا عادلانه پیشنرفته و پر از اتفاقات غیرمنصفانه است.
همیشه افراد، گروهها یا دولتهایی هستند که بخاطر مطامع سیریناپذیر خود به حقوق دیگران تجاوز میکنند.
همیشه اتفاقاتی وجود دارد که از کنترل شما میتواند خارج باشد.
5. از دست دادن هویت و اعتماد به نفس: وقتی برای تغییر شرایط موجود کاری از دستمان بر نمیآید، ممکن است هویت فردی و ملی خود را مختل دیده و اعتماد به خویشتن را از دست بدهیم.
ممکن است فکر کنید اگر در جای دیگری از این کره خاکی به دنیا میآمدید شرایط بهتری داشتید! اگر زمان دیگری از این تاریخ به دنیا میآمدید وضعیت بهتری داشتید! بدانید چنین نشخوارهایی به ما کمک نکرده و این موضوع میتواند راه را برای خودسرزنشگری و افکار خودتخریبگر باز کند.
6. شوکه شدن زیر ضرب سیلی واقعیت: شاید فکر میکردید جهان جای امنی است، زندگی پر از معناهای رویایی است، دنیا منصفانه است و مبتنی بر یک ثبات نسبی، برای داشتن زندگی بهتر برنامهریزی میکردید.
قطعا برای اینکه بعد از دانشگاه چه مسیری را طی کنید، بعد از امسال چگونه کسب و کار خود را گسترش دهید، چشماندازهای کوتاهمدت و بلندمدت زیادی داشتهاید.
حال احساس میکنید مسیری که آمدهاید خیلی با فهم ما از دنیا تطابق نداشته است.
به خودمان زمان بدهیم و از افراد متخصص و خردمند برای بازتعریف زندگی کمک بگیریم.
دکتر سیدمهدی طباطباییفر
روانشناس و درمانگر
ریاست دپارتمان طرحواره درمانی، انجمن مطالعات رواندرمانی
در بحران یا شرایطی مثل آنچه مردم کشور ما در این روزها تحمل میکنند، آستانه تحمل روانی افراد کاهش یافته و هنر تابآوری کمک میکند بتوانند سازگارانهتر این شرایط را پشت سر بگذارند.
بدیهی است که شرایط جنگی ویژگیهایی دارد که اگاهی بر آن به ما کمک میکند با تسلط بهتری بر افکار، هیجانات و رفتار، زندگی خود را مدیریت کنیم. این ویژگیها فضای خودسرزنشگری یا دیگرسرزنشگری را تشدید کرده و طبیعی است افکار مبتنی بر سرزنش و تخریب، چقدر میتواند قلب قدرت تابآوری را نشانه گرفته و ما را تضعیف کند. با جستجو در مقالات مختلف و برخی کتب نوشته شده برای مدیریت روانشناختی در حوزه بحران و شرایط جنگی، با محورهای مختلفی در مورد شناخت این شرایط برخواهیم خورد که به نظر میرسد بیشترین و مهمترین آنها 9 موضوعی است که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.
موضوعاتی که باید مراقب باشیم در این ایام، تله سرزنشگری را فعال نکرده و با مراقبت از روان، بازوی تابآوری را همچنان قوی نگهداریم:
1. افت انگیزه و ناامیدی نسبت به آینده: در شرایط مبهم، وقتی درگیر یک آینده نامعلوم میشویم، اینکه معلوم نیست شرایط جنگی چه عواقبی داشته باشد یا کی به پایان برسد، طبیعی است افراد نسبت به زندگی و آینده دچار افت انگیزه شدید شوند.
ممکن است مدام از خود سوال بپرسند، چرا یاد بگیرم، چرا سرمایهگذاری کنم؟ چرا تلاش کنم؟ من که آیندهای ندارم! اگر در چنین وضعیتی هستید، بدانید این یک وضعیت معمول در این شرایط است، به خود فرصت دهید. اگر فرزندانمان در چنین وضعیتی هستند به آنان زمان بدهیم تا خود را پیدا کنند.
2. کمشدن همدلی: طبیعی است در این شرایط هر کس درگیر پردازش مسائل خود باشد و توان حمایتیاش نسبت به دیگران کاهش یابد. احتمالا به دنبال این هستیم منابع مالی را تاجای ممکن ذخیره کنیم، ممکن است از اینکه نمیتوانیم به تمام آسیبدیدگان کمک کنیم، احساس گناه کنیم. یا توقع داشتیم برخی از عزیزانمان در ایام عید حالمان را بپرسند اما از آنان خبری نشده است.
ضمن اذعان به اینکه حمایت و همدلی در این شرایط میتواند شفابخش روانمان باشد و البته که ضرورت آن را همگان درک خواهیم کرد، مراقب باشیم با توقعات غیرواقعبینانه به خود و روابطمان آسیب نزنیم.
3. افزایش تحریکپذیری: در این فضا هر مشکل کوچک، اختلاف نظر و سوءتفاهم میتواند واکنشهای شدید دیگران را برانگیزاند.
ممکن است از همسرمان یک درخواست خرید ساده داشتهباشیم، اما ترسهای مالی او و شرایط ناثبات اقتصادی باعث شود او کلافه یا عصبانی شود. ممکن است از فرزندمان بخواهیم نسبت به نظم در خانه اهمیت بیشتری بدهد اما هنگامی که او در ذهنش در حال جنگ با احساس ناامیدی و افسردگی است، شدیدا برانگیخته شود. آسیبپذیریهای یکدیگر را درک کرده و براحتی به خود یا دیگران برچسب عصبی بودن نزنیم.
4. جستجوی مقصر برای خالی کردن خشم: احتمالا بسیاری از ما درگیر این خواهیمشد که چه کسی در این قصه مقصر است؟
کدام سیاست، کدام اعتقاد، کدام تصمیم، چه کسی باعث شد ما به این حال و روز بیفتیم؟
روابط در سطح کلان بسیار پیچیدهتر از آن است که بتوان تشخیص داد چه کسی تا چه میزان در یک اتفاق سهم دارد.
یادمان باشد دنیا عادلانه پیشنرفته و پر از اتفاقات غیرمنصفانه است.
همیشه افراد، گروهها یا دولتهایی هستند که بخاطر مطامع سیریناپذیر خود به حقوق دیگران تجاوز میکنند.
همیشه اتفاقاتی وجود دارد که از کنترل شما میتواند خارج باشد.
5. از دست دادن هویت و اعتماد به نفس: وقتی برای تغییر شرایط موجود کاری از دستمان بر نمیآید، ممکن است هویت فردی و ملی خود را مختل دیده و اعتماد به خویشتن را از دست بدهیم.
ممکن است فکر کنید اگر در جای دیگری از این کره خاکی به دنیا میآمدید شرایط بهتری داشتید! اگر زمان دیگری از این تاریخ به دنیا میآمدید وضعیت بهتری داشتید! بدانید چنین نشخوارهایی به ما کمک نکرده و این موضوع میتواند راه را برای خودسرزنشگری و افکار خودتخریبگر باز کند.
6. شوکه شدن زیر ضرب سیلی واقعیت: شاید فکر میکردید جهان جای امنی است، زندگی پر از معناهای رویایی است، دنیا منصفانه است و مبتنی بر یک ثبات نسبی، برای داشتن زندگی بهتر برنامهریزی میکردید.
قطعا برای اینکه بعد از دانشگاه چه مسیری را طی کنید، بعد از امسال چگونه کسب و کار خود را گسترش دهید، چشماندازهای کوتاهمدت و بلندمدت زیادی داشتهاید.
حال احساس میکنید مسیری که آمدهاید خیلی با فهم ما از دنیا تطابق نداشته است.
به خودمان زمان بدهیم و از افراد متخصص و خردمند برای بازتعریف زندگی کمک بگیریم.
7. اشتباهات در تصمیمگیری: این وضعیتی است که ما برای آن تمرین نکردهایم، قطعا در بسیاری از موارد تحمل آن فراتر از تحمل روانی ماست.
ممکن است برای مراقبت از خود یا دیگران، برای رهایی از تنش فکری، تصمیماتی بگیریم یا کارهایی انجام بدهیم که در نهایت به ما کمکی نکند.
ممکن است دست به خریدهای هیجانی بزنید که کارآمد نباشد.
ممکن است دلتان بخواهد سراغی از رابطه تمام شده قبلی بگیرید.
اگر اشتباهی انجام دادید، بجای غرق شدن در افکار خودسرزنشگرانه، تلاش کنید دلائل رفتار اشتباه را پیدا کرده و در نهایت تصمیمهای بهتری را جایگزین کنید.
8. قطبی شدن جامعه و در مقابل هم قرار گرفتن: در یک وضعیت ناامن، افراد به مکانیزمهای دفاعی اولیه برگشته و در جستجوی امنیت، دیگران را به خودی و غیرخودی تقسیم میکنند.
هر کس که در کانالهای خبری مورد علاقه ما عضویت دارد را خودی و هر کس که مانند ما فکر نمیکند را غیرخودی بپنداریم.
این دستهبندی، غیربالغانه و سیاه و سفید است. افراد در یک پیوستار بسیار وسیع ممکن است باورهای مختلفی داشته و براحتی در یک تقسیمبندی مثبت و منفی جای نمیگیرند.
روابط اجتماعی و به تبع آن حمایتهای اجتماعی، ویتامینی قوی برای تابآوری است.
حواسمان باشد با اینگونه جداسازیها به تشدید این وضعیت و چندپارگی روابط اجتماعی دامن نزنیم. موضوعی که گاه آثاری مخربتر از جنگ دارد.
9. اختلالات فیزیولوژیک: ممکن است تنش فکری هیجانی زیاد باعث پرخوری، کمخوری، پرخوابی، کمخوابی، کرختی، خستگی، گرفتگی و تنش عضلانی، وسواس، از جاپریدن و بسیاری از این دست موارد در ما یا اطرافیانمان شود. با سرزنشکردن خود یا دیگران این وضعیت را طاقتفرساتر نکنید.
در چنین وضعیتی واکنشهای فیزیولوژیک میتواند معمول باشد. برای خواب زیاد با فرزندانتان پرخاشگری نکنید.
برای کرختی و خستگی همسرتان را سرزنش نکنید، برای ترس و اضطراب خود را متهم به ضعیف بودن نکنید. قطعا تا جای ممکن مراقب شرایط جسمی خود و خانواده هستیم اما به دنبال این نباشیم که در این شرایط به شکل تراز و استانداردشده عمل کنیم.
ما روزهای سختی را پشت سر میگذاریم که پر از احساس ناامنی و تنش هیجانی است، به خود و دیگران حق بدهیم آسیبپذیر باشیم، به خودمان و دیگران حق بدهیم که در اوضاع روحی نابسامان نمیتوان همیشه رفتارهای تراز و عالی داشت.
این حق دادن به این معنا نیست که اجازه دهیم به ما آسیببزنند، بلکه به این معناست که یکدیگر را درک کرده و مهربانانهتر با خود و محیط رفتار کنیم. آنچه بازوی تاباوری را تقویت میکند داشتن حمایت اجتماعی در بستر روابط سالم است و آنچه جاده روابط را عمیقتر میکند درک همدلانه و شفقتورزی است.
به امید روزهای روشن برای ایران و تمام هم وطنانم، به امید توسعه سلامت روان و جامعهای سالم در سایه مراقبت و همراهی، در سال جدید برایتان بهترینها را آرزو میکنم.
ممکن است برای مراقبت از خود یا دیگران، برای رهایی از تنش فکری، تصمیماتی بگیریم یا کارهایی انجام بدهیم که در نهایت به ما کمکی نکند.
ممکن است دست به خریدهای هیجانی بزنید که کارآمد نباشد.
ممکن است دلتان بخواهد سراغی از رابطه تمام شده قبلی بگیرید.
اگر اشتباهی انجام دادید، بجای غرق شدن در افکار خودسرزنشگرانه، تلاش کنید دلائل رفتار اشتباه را پیدا کرده و در نهایت تصمیمهای بهتری را جایگزین کنید.
8. قطبی شدن جامعه و در مقابل هم قرار گرفتن: در یک وضعیت ناامن، افراد به مکانیزمهای دفاعی اولیه برگشته و در جستجوی امنیت، دیگران را به خودی و غیرخودی تقسیم میکنند.
هر کس که در کانالهای خبری مورد علاقه ما عضویت دارد را خودی و هر کس که مانند ما فکر نمیکند را غیرخودی بپنداریم.
این دستهبندی، غیربالغانه و سیاه و سفید است. افراد در یک پیوستار بسیار وسیع ممکن است باورهای مختلفی داشته و براحتی در یک تقسیمبندی مثبت و منفی جای نمیگیرند.
روابط اجتماعی و به تبع آن حمایتهای اجتماعی، ویتامینی قوی برای تابآوری است.
حواسمان باشد با اینگونه جداسازیها به تشدید این وضعیت و چندپارگی روابط اجتماعی دامن نزنیم. موضوعی که گاه آثاری مخربتر از جنگ دارد.
9. اختلالات فیزیولوژیک: ممکن است تنش فکری هیجانی زیاد باعث پرخوری، کمخوری، پرخوابی، کمخوابی، کرختی، خستگی، گرفتگی و تنش عضلانی، وسواس، از جاپریدن و بسیاری از این دست موارد در ما یا اطرافیانمان شود. با سرزنشکردن خود یا دیگران این وضعیت را طاقتفرساتر نکنید.
در چنین وضعیتی واکنشهای فیزیولوژیک میتواند معمول باشد. برای خواب زیاد با فرزندانتان پرخاشگری نکنید.
برای کرختی و خستگی همسرتان را سرزنش نکنید، برای ترس و اضطراب خود را متهم به ضعیف بودن نکنید. قطعا تا جای ممکن مراقب شرایط جسمی خود و خانواده هستیم اما به دنبال این نباشیم که در این شرایط به شکل تراز و استانداردشده عمل کنیم.
ما روزهای سختی را پشت سر میگذاریم که پر از احساس ناامنی و تنش هیجانی است، به خود و دیگران حق بدهیم آسیبپذیر باشیم، به خودمان و دیگران حق بدهیم که در اوضاع روحی نابسامان نمیتوان همیشه رفتارهای تراز و عالی داشت.
این حق دادن به این معنا نیست که اجازه دهیم به ما آسیببزنند، بلکه به این معناست که یکدیگر را درک کرده و مهربانانهتر با خود و محیط رفتار کنیم. آنچه بازوی تاباوری را تقویت میکند داشتن حمایت اجتماعی در بستر روابط سالم است و آنچه جاده روابط را عمیقتر میکند درک همدلانه و شفقتورزی است.
به امید روزهای روشن برای ایران و تمام هم وطنانم، به امید توسعه سلامت روان و جامعهای سالم در سایه مراقبت و همراهی، در سال جدید برایتان بهترینها را آرزو میکنم.
۶ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !