ریشههای فرهنگی مددکاری اجتماعی
ریشههای فرهنگی مددکاری اجتماعی در همیاری انسانی، عدالت اجتماعی، دین، نیکوکاری و مسئولیت جمعی در حمایت از آسیبپذیران است.
مددکاری اجتماعی پیش از آنکه بهعنوان یک حرفه دانشگاهی و نظاممند شناخته شود، ریشه در فرهنگ، باورها، سنتها و شیوههای زیست جمعی انسانها داشته است. فهم ریشههای فرهنگی مددکاری اجتماعی به ما نشان میدهد که این حرفه نه یک واردات صرف غربی، بلکه پاسخی تاریخی و فرهنگی به نیازهای اجتماعی بشر در بسترهای گوناگون تمدنی است. در واقع، مددکاری اجتماعی از دل فرهنگها زاده شده و همواره با تحولات فرهنگی جوامع رشد یافته است.
یکی از مهمترین ریشههای فرهنگی مددکاری اجتماعی را میتوان در مفهوم **همیاری و تعاون اجتماعی** جستوجو کرد. در اغلب فرهنگهای کهن، کمک به همنوع، حمایت از آسیبدیدگان، مراقبت از یتیمان، سالمندان و بیماران نهتنها یک وظیفه اخلاقی، بلکه بخشی از هویت جمعی محسوب میشده است. این الگوهای فرهنگیِ همیاری، زیربنای شکلگیری اندیشههای اولیه مددکاری اجتماعی را فراهم کردند؛ اندیشههایی که بعدها در قالب نهادها، قوانین و حرفهها سامان یافتند.
در فرهنگهای دینی و معنوی، ریشههای مددکاری اجتماعی عمق بیشتری مییابد. مفاهیمی مانند عدالت اجتماعی، کرامت انسانی، مسئولیت جمعی و حمایت از محرومان در ادیان مختلف، نقش بنیادینی در شکلدهی به نگرش مددکارانه داشتهاند. در فرهنگ اسلامی، ارزشهایی چون زکات، صدقه، وقف، انفاق و امر به معروف، نهتنها اعمال فردی، بلکه سازوکارهایی فرهنگی برای کاهش نابرابری و تقویت همبستگی اجتماعی بودهاند. این مفاهیم، بستری فرهنگی ایجاد کردهاند که در آن مددکاری اجتماعی بهعنوان کنشی اخلاقی و اجتماعی معنا پیدا میکند.
از منظر تاریخی، جوامع سنتی پیش از ظهور دولتهای مدرن، دارای شبکههای غیررسمی حمایت اجتماعی بودند. خانواده گسترده، محله، طایفه و صنف، نقش نهادهای حمایتی را ایفا میکردند. این ساختارهای فرهنگی، نوعی مددکاری اجتماعی بومی را شکل میدادند که بر شناخت عمیق از بافت فرهنگی، روابط انسانی و سرمایه اجتماعی استوار بود. با تضعیف این شبکهها در اثر مدرنیزاسیون، نیاز به حرفهایسازی کمکهای اجتماعی افزایش یافت، اما ریشه فرهنگی آن همچنان پابرجا ماند.
مددکاری اجتماعی مدرن نیز بدون توجه به فرهنگ قابل فهم نیست. یکی از ارکان اساسی این حرفه، **اصل حساسیت فرهنگی** است؛ اصلی که تأکید میکند مداخله اجتماعی باید متناسب با ارزشها، هنجارها، زبان، نمادها و سبک زندگی جامعه هدف طراحی شود. این اصل خود گواهی بر آن است که مددکاری اجتماعی از ابتدا تا امروز، پیوندی ناگسستنی با فرهنگ داشته و دارد. هر جامعه، مددکاری اجتماعی خاص خود را میطلبد؛ مددکاریای که ریشه در تجربه زیسته مردم آن جامعه داشته باشد.
در ایران، ریشههای فرهنگی مددکاری اجتماعی را میتوان در سنتهای دیرینه نیکوکاری، خیر جمعی، مسئولیتپذیری اجتماعی و فرهنگ محلهمحور مشاهده کرد.
هیئتها، صندوقهای قرضالحسنه، وقفهای محلی و فعالیتهای داوطلبانه مردمی، نمونههایی از این میراث فرهنگی هستند. مددکاری اجتماعی حرفهای در ایران، زمانی میتواند اثربخش باشد که این سرمایه فرهنگی را به رسمیت بشناسد و آن را با دانش علمی پیوند دهد.
از سوی دیگر، فرهنگ نقش مهمی در تعریف مسئله اجتماعی ایفا میکند.
آنچه در یک فرهنگ آسیب اجتماعی تلقی میشود، ممکن است در فرهنگ دیگر عادی یا حتی ارزشمند باشد.
بنابراین، ریشه فرهنگی مددکاری اجتماعی نهتنها در شیوه کمکرسانی، بلکه در نحوه فهم آسیب، نیاز و مداخله نیز تأثیرگذار است. مددکار اجتماعی بدون شناخت فرهنگی، قادر به برقراری ارتباط مؤثر و مداخله پایدار نخواهد بود.
در نهایت، میتوان گفت ریشههای فرهنگی مددکاری اجتماعی در سه سطح فردی، جمعی و نهادی قابل شناسایی است.
در سطح فردی، ارزشهای اخلاقی و باورهای انسانی؛ در سطح جمعی، سنتهای همیاری و سرمایه اجتماعی؛ و در سطح نهادی، نظامهای حمایتی برآمده از فرهنگ. این سطوح در تعامل مداوم با یکدیگر، شاکله مددکاری اجتماعی را شکل دادهاند و همچنان مسیر تحول آن را تعیین میکنند.
درک ریشههای فرهنگی مددکاری اجتماعی، نه یک بحث نظری صرف، بلکه ضرورتی عملی برای طراحی مداخلات مؤثر، بومی و پایدار است. هرچه این ریشهها عمیقتر فهم شوند، مددکاری اجتماعی میتواند نقش واقعی خود را در ارتقای رفاه اجتماعی، عدالت و تابآوری فرهنگی ایفا کند.
۱ بازدید
۰ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !