پایگاه جمعیت همیاران
سلامت روان اجتماعی ایران
تازه‌های تاب‌آوری کودکان

راهنمای جامع تازه‌های تاب‌آوری کودکان:

از مبانی نظری و یافته‌های نوین تا الگوهای آموزشی و منابع مکتوب معتبر

مقدمه و مفهوم‌شناسی نوین تاب‌آوری کودکان

مفهوم تاب‌آوری در حوزه روانشناسی تحولی و بهداشت روان کودکان، در دهه‌های گذشته دستخوش دگرگونی‌های بنیادین شده است. در گذشته‌های نه‌چندان دور، دیدگاه سنتی تاب‌آوری را به مثابه یک خصلت شخصیتی ذاتی، موهبتی ژنتیکی و نوعی مقاومت غیرقابل‌نفوذ در برابر آسیب‌های بیرونی در نظر می‌گرفت. در این الگو، کودک تاب‌آور معادل با فردی فناناپذیر یا دارای پوستی نفوذناپذیر تلقی می‌شد که در مواجهه با تروماها، بحران‌های اقتصادی، تنش‌های خانوادگی و دگرگونی‌های ناگهانی محیطی، بدون هیچ‌گونه لرزشی پایدار می‌ماند. با گسترش پژوهش‌های تجربی میان‌رشته‌ای، به‌ویژه در هم‌پوشانی علم اعصاب تحولی، روان‌پزشکی اطفال، زیست‌شناسی استرس و جامعه‌شناسی خانواده، این تعریف دگرگون گشت.

امروزه تاب‌آوری نه یک صفت موروثی و پایدار، بلکه فرایندی پویا، آموختنی، قابل تغییر و محصول کنش متقابل پیچیده میان مؤلفه‌های زیست‌شناختی درونی کودک و بستر اکولوژیک پیرامون او تعریف می‌شود. این تحول بنیادین، افق‌های نوینی را پیش روی آموزشگران، درمانگران، برنامه‌ریزان اجتماعی و والدین گشوده است؛ زیرا اگر تاب‌آوری فرایندی تعاملی و مهارتی در نظر گرفته شود، قابلیت رشد، تمرین، بازسازی و نهادینه‌سازی دارد. به بیان دقیق‌تر، تاب‌آوری حاصل ظرفیت یک سامانه زنده برای سازگاری موفقیت‌آمیز در برابر تهدیدهایی است که عملکرد ساختاری، دوام یا رشد بهینه آن را به مخاطره می‌اندازند. در جهان متلاطم و ناپایدار کنونی که بحران‌های بین‌المللی نظیر همه‌گیری‌های نوظهور، اثرات تغییرات اقلیمی، مخاطرات مهاجرت‌های اجباری، شتاب فناوری دیجیتال و ناپایداری‌های اقتصادی رفاه روانی نسل خردسال را احاطه کرده‌اند، فهم همه‌جانبه زیرساخت‌های رشد تاب‌آورانه بیش از هر زمان دیگری ضرورتی استراتژیک یافته است.

یافته‌های جهانی مبتنی بر علم اعصاب و روان‌شناسی تحولی

تحقیقات چند دهه اخیر، به‌ویژه پروژه‌های بلندمدت و آزمایشگاهی مرکز رشد کودک دانشگاه هاروارد به همراه یافته‌های پیشگامانه پژوهشگرانی نظیر آن ماستن، نگرش جهانی نسبت به مکانیسم انطباق کودکان با شرایط بحرانی را دگرگون ساخته است. ماستن با طرح نظریه معروف جادوی معمولی، اثبات نمود که تاب‌آوری پدیده‌ای استثنایی و حاصل سازوکارهای ماورایی یا ابرقهرمانی نیست، بلکه نتیجه عملکرد روان و طبیعی سامانه‌های تطبیقی انسانی به شمار می‌رود. زمانی که سیستم‌های محافظتی درونی کودک اعم از دستگاه تنظیم استرس، توانمندی‌های مغزی مربوط به کارکردهای اجرایی و نظام دلبستگی در کنار سیستم‌های محیطی مانند شبکه امن خانواده، نهاد مدرسه کارآمد و محله‌های حامی به درستی کار کنند، رشد انطباقی حتی در متن بلایا نیز میسر خواهد بود؛ بنابراین، آسیب زمانی رخ می‌دهد که فشار حوادث فراتر از ظرفیت پاسخگویی این سامانه‌ها رفته و ساختارهای کارکردی کودک را فرسوده سازد.

در سطح زیست‌شناسی عصبی، بررسی‌های متمرکز بر سیستم پاسخ به استرس، تفاوت تعیین‌کننده‌ای را میان سه سطح متمایز استرس نشان داده‌اند که شناخت آن‌ها برای تحلیل تاب‌آوری ضرورت تام دارد. استرس مثبت پاسخی فیزیولوژیک، ملایم و کوتاه‌مدت به ناملایمات خفیف نظیر رفتن به محیطی ناشناخته، تزریق واکسن یا چالش یادگیری یک فعالیت نوپا است که ترشح ضربان قلب و سطوح هورمونی اندکی را بالا برده و تحت حمایت مراقبان سریعاً فروکش می‌کند؛ این تجربه، بستر اصلی رشد روانی به حساب می‌آید. استرس قابل‌تحمل واکنشی جدی‌تر و ماندگارتر است که در پی بحران‌های بزرگی مانند از دست دادن یکی از نزدیکان، تصادفات هولناک یا بلایای طبیعی ظاهر می‌شود، اما نقطه تمایز آن است که به واسطه حضور محافظتی یک بزرگسال پایدار و عاطفی، سیستم فیزیولوژیک کودک فرصت آرامش یافته و ساختار مغزی تخریب نمی‌شود. در مقابل، استرس سمی زمانی شکل می‌گیرد که کودک ناملایمات شدید، مکرر و طولانی‌مدتی نظیر سوءرفتار، خشونت مزمن خانگی، فقر مطلق همراه با طرد، یا غفلت شدید عاطفی را در غیاب حمایت حمایتی بزرگسالان تجربه کند. فعال ماندن مداوم محور هیپوتالاموس، هیپوفیز و آدرنال در جریان استرس سمی، مقادیر فزاینده‌ای از کورتیزول را ترشح کرده که به ارتباطات سیناپسی و رشد طبیعی ساختارهای مغزی، به‌ویژه در بخش‌های هیپوکامپ، آمیگدال و قشر پیش‌پیشانی آسیب می‌زند و بر حافظه، یادگیری و پاسخ به ترس تأثیر منفی می‌گذارد.

یافته دیگر علم اعصاب، مدل مشهور الاکلنگ یا ترازوی انطباق است که در ادبیات پژوهشی هاروارد صورت‌بندی شده است. بر پایه این مدل، سرنوشت تحولی هر کودک بازتاب تعادل میان وزن عوامل خطر و وزن عوامل محافظتی بر روی یک اهرم در حال نوسان است. تجارب نامطلوب دوران کودکی از قبیل فقر، مواجهه با خشونت و بی‌ثباتی والدگری، وزنه‌های سنگین بخش آسیب هستند؛ در حالی که حضور روابط حمایتگر، مهارت‌های تطبیقی، تجارب مثبت یادگیری و جامعه حمایتی، وزنه‌های کفه منابع ترمیمی محسوب می‌شوند. اهرم مرکزی این ترازو نیز مبنای بیولوژیک و ژنتیک کودک است که می‌تواند کفه را به سوی حساسیت بیشتر یا کمتر متمایل سازد؛ هرچند این نقطه اتکا در طول زمان و از طریق بازخوردهای متقابل محیطی، تغییرپذیر و تنظیم‌شدنی است؛ بنابراین هدف از مداخلات نوین، انتقال نقطه اتکا به سمت تاب‌آوری و افزودن وزنه‌های محافظتی برای خنثی‌سازی خطرات نامطلوب تعریف می‌شود.

مدل‌های تبیینی جهانی و شاخص‌های سلامت چندگانه

در پهنه الگوهای جهانی، سازمان بهداشت جهانی و صندوق کودکان ملل متحد رویکرد ارتقای تاب‌آوری را به عنوان یک راهبرد چندوجهی پیوند‌خورده با شاخص‌های اجتماعی سلامت و محیط‌های کلان زیست‌شناختی بازتعریف کرده‌اند. یونیسف تأکید می‌ورزد که تاب‌آوری به هیچ وجه مقوله‌ای مجزا از سلامت جسمانی، دسترسی به آب شرب، تغذیه مناسب، مصونیت در برابر خشونت‌های جنسیتی و عدالت اجتماعی نیست. کودک گرسنه‌ای که در وضعیت محرومیت مزمن مادی و بی‌خانمانی به سر می‌برد، نمی‌تواند صرفاً با توصیه‌های روان‌شناختی به مهارت تاب‌آوری دست یابد؛ چرا که نارسایی‌های فیزیولوژیک، بستر انطباق عصبی را تضعیف می‌کنند. رویکرد چند بخشی حمایت‌های روانی اجتماعی یونیسف، مدرسه را به مثابه پناهگاهی امن برای احیای روان و ارتقای شایستگی‌های تحصیلی و هیجانی برمی‌گزیند که مربیان، خانواده و ساختارهای اجتماعی محلی را در فرایندی مشارکتی هم‌راستا می‌سازد.

از منظر سازمان بهداشت جهانی، تاب‌آوری رکن اصلی پیشگیری اولیه از اختلالات رفتاری و عاطفی در دوران کودکی و نوجوانی است.

داده‌های همه‌گیرشناسی جهانی نشان می‌دهند که بخش قابل‌ملاحظه‌ای از ناهنجاری‌های روانپزشکی بزرگسالی، ریشه در تجارب پردازش‌نشده و تنش‌های مزمن دوران ابتدایی رشد دارند. بر همین اساس، رهنمودهای بهداشت روان نوجوانان و کودکان این نهاد بر اجرای برنامه‌های روانی اجتماعی جهان‌شمول در مدارس اصرار می‌ورزند. این رویکرد به جای انتظار کشیدن برای ظهور نشانه‌های بیماری و سپس ورود به درمان‌های هزینه‌بر و بالینی، راهبردهای غنی‌سازی توانمندی‌های عاطفی را به شکل عمومی در دسترس تمامی کودکان قرار می‌دهد و در کنار آن، سامانه‌های ردیابی و غربالگری زودهنگام را برای شناسایی آن دسته از خردسالانی که با بحران‌های مضاعف دست به گریبان هستند، فعال می‌سازد.

یکی دیگر از چارچوب‌های پذیرفته‌شده جهانی، مدل منابع تاب‌آوری سه وجهی است که در پژوهش‌های اولیه ادیت گروتبرگ ساختاربندی شد و در ادامه به عنوان استانداردی بین‌المللی برای آموزش کودک شناخته شد. این الگوی چندبعدی، تاب‌آوری را در پیوند میان سه مؤلفه زبانی و شناختی من دارم، من هستم و من می‌توانم تعریف می‌کند. بعد نخست یا من دارم، بر مؤلفه‌های محیطی و منابع اجتماعی کودک دلالت دارد؛ یعنی دسترسی به بزرگسالانی قابل اعتماد که کودک را بی‌قیدوشرط دوست می‌دارند، حد و مرزهای رفتاری ایمنی برای او ترسیم می‌کنند و امنیت کالبدی وی را تضمین می‌نمایند. بعد دوم یا من هستم، کانون رشد احساس عزت‌نفس، احترام به خود، درک هویت فردی، پایبندی به ارزش‌های اخلاقی و استقلال فردی درونی است که کودک را نسبت به ویژگی‌ها و عواطف خویش خودآگاه می‌سازد. بعد نهایی یا من می‌توانم، پهنه توانمندی‌های بین‌فردی و کارکردی را در بر می‌گیرد؛ مهارت‌های عملی در گفت‌وگو با دیگران، شیوه‌های حل مسئله خلاقانه، هنر ارزیابی شرایط، جستجوی یاری و تسلط بر راهکارهای خودکنترلی در موقعیت‌های استرس‌زا در این حوزه جای دارند. این سه ضلع، هویتی یکپارچه پدید می‌آورند که بدون اتکا به هر یک از آن‌ها، فرایند تاب‌آوری ناتمام خواهد ماند.

شیوه‌های نوین و کاربردی آموزش تاب‌آوری به کودکان

تبدیل نظریه‌های علمی تاب‌آوری به الگوهای تدریس درون کلاسی، تعاملات خانوادگی و محیط‌های پرورشی، نیازمند متدهای دقیق آموزشی است. بر خلاف شیوه‌های کهنه آموزشی که صرفاً بر سخنرانی و انتقال یکسویه گزاره‌های کلامی اتکا داشتند، روش‌های نوین آموزش تاب‌آوری ساختاری عملی، فعال، قصه‌محور، بدنی و تعاملی دارند. این روش‌ها توانمندی‌های کودک را در پنج حوزه اساسی توسعه می‌دهند که عبارتند از: کارکردهای اجرایی مغز، سواد و نظم‌بخشی هیجانی، الگوهای حل مسئله شناختی، تقویت ارتباطات متصل‌کننده اجتماعی و پی‌ریزی عادات زیستی آرام‌بخش.

در حیطه کارکردهای اجرایی مغز، پژوهش‌های علوم اعصاب یادآور می‌شوند که ظرفیت کودک برای نگهداری اطلاعات در حافظه فعال، مهار تکانه‌ها و رفتارهای بدون تامل، و تغییر منعطف راهبردها در مواجهه با اشتباه، شالوده زیرین رفتار سازگارانه است. آموزش این کارکردها در سنین پایه از طریق بازی‌های ساختاریافته فیزیکی، تمرینات توقف و حرکت، اجرای نقش‌های داستانی و سناریوهای بازسازی‌شده صورت می‌گیرد. به عنوان مثال، در بازی‌هایی که کودک باید خلاف تکانه نخستین خود عمل کند، بخش قدامی مغز برای مهار هیجان تحریک شده و مسیرهای عصبی خودتنظیمی تثبیت می‌گردند. کودک یاد می‌گیرد که در مواجهه با یک حادثه ناامیدکننده، به جای فوران خشم یا عقب‌نشینی منفعلانه، لحظه‌ای متوقف شود، ابعاد ماجرا را به یاد بسپارد و پاسخ سنجیده‌ای ارائه دهد.

در ساحت پرورش سواد هیجانی، نخستین گام آموزش نام‌گذاری دقیق احساسات است؛ این که کودک تفاوت میان خشم، سرخوردگی، حسادت، شرم، اضطراب و اندوه را تمایز نهد. متدولوژی جدید از تکنیک‌های تصویری، کارت‌های هیجانی و استعاره‌های شناختی مانند دماسنج خشم یا ترافیک درونی بهره می‌گیرد. هنگامی که کودک بیاموزد برانگیختگی‌های بدنی خود نظیر انقباض ماهیچه‌ها، لرزش دست یا تندی تنفس را شناسایی کرده و آن‌ها را با یک واژه بیانی صورتبندی نماید، شدت فعالیت نواحی لیمبیک مغز مهار شده و قشر متفکر مغز فعال می‌گردد. تمرینات حضور در لحظه، تمرکز بر تنفس عمیق شکمی، تکنیک‌های آرام‌سازی تدریجی عضلانی و روش تصویرسازی ذهنی ایمن، راه‌های عملی دیگری هستند که برای بازگرداندن سیستم عصبی از وضعیت برانگیختگی شدید به مدار تعادل به کودکان آموزش داده می‌شوند.

در بخش مهارت‌های شناختی حل مسئله و بازسازی نگرش، هدف اصلی تغییر ذهنیت از بن‌بست به فرصت است. کودکانی که تفکر رشد را تجربه می‌کنند، شکست را نشانه عدم شایستگی ذاتی ندانسته، بلکه آن را داده‌ای برای یادگیری بیشتر ارزیابی می‌کنند. الگوهای آموزشی نوین به کودکان یاد می‌دهند که در بحران‌ها از خود بپرسند این وضعیت چه بخش‌هایی دارد که در کنترل من است و کدام مؤلفه‌ها خارج از حیطه من قرار دارند. تمرکز نیرو بر بخش‌های کنترل‌پذیر، نظیر نوع واکنش، انتخاب رفتار و درخواست یاری، احساس درماندگی آموخته‌شده را زایل ساخته و حس خودکارآمدی را جانشین آن می‌کند. همچنین به کارگیری روش حل مسئله مشارکتی به کودکان سناریوهای چالش‌برانگیز واقعی نظیر مواجهه با قلدری همسالان، شکست در مسابقات ورزشی یا نمرات پایین تحصیلی را ارائه می‌دهد تا آن‌ها در فضایی کارگاهی گزینه‌های جایگزین را بارش فکری کنند، پیامد هر رفتار را بررسی نمایند و دست به انتخاب خردمندانه بزنند.

ارتقای مهارت‌های بین‌فردی و شبکه‌سازی اجتماعی، ستون بعدی پرورش تاب‌آوری است. کودکان باید صراحتاً آموزش ببینند که درخواست یاری کردن، نشانه ضعف و زبونی نیست، بلکه مهارتی عقلانی برای بقا و توانمندسازی است. تکنیک‌های قاطعیت‌ورزی بدون پرخاشگری، مهارت‌های گوش دادن همدلانه، خواندن نشانه‌های زبانی و بدنی دیگران، و روش‌های حل تعارض به شکلی تمرینی و از طریق شبیه‌سازی کلاسی به کودکان عرضه می‌شود. کودکی که قادر به دوست‌یابی سالم باشد و بتواند تعارضات روزمره همسالان را با گفت‌وگو هدایت کند، سپری محافظت‌کننده در برابر احساس طرد، تنهایی و انزوای روانی به دست می‌آورد که خود مانعی نیرومند در برابر فرسایش روانی است.

در نهایت، الگوهای جدید آموزشی بر روال‌های مادی و فیزیولوژیک سلامت روزمره تأکید می‌ورزند. تاب‌آوری روانی از تعادل بیولوژیک تن جدا نیست. آموزش بهداشت خواب، ترغیب فعالیت‌های بدنی هوازی مداوم به مثابه سوخت کاهنده تنش، کاهش زمان استفاده افراطی از صفحات نمایشگر دیجیتال، و پیوند با طبیعت، عناصر بنیادی مداخله‌های سلامت‌محور به شمار می‌آیند. سامانه‌های دفاع روانی کودک خسته، کم‌خواب و بی‌تحرک پیش از آغاز هرگونه رویارویی با استرس، در وضعیت افت سطح ایمنی قرار داشته و توان انعطاف عاطفی او به شدت محدود می‌گردد.

 کتاب‌شناسی مستند و معرفی مکتوبات مرجع تاب‌آوری

در پیوند میان نظریه‌های روزآمد جهانی و کاربرد عملی آن‌ها در محیط‌های بالینی، تربیتی و خانواده، مطالعه و بهره‌گیری از منابع مکتوب تخصصی جایگاهی ویژه دارد. در سالیان اخیر در کشور، تلاش‌های گسترده‌ای از سوی پژوهشگران و مؤسسات تخصصی جهت برگردان و بومی‌سازی مراجع جهانی انجام شده است؛ از جمله این جریان‌های پژوهشی، فعالیت‌های علمی متمرکز بر تولید و ترجمه متون تاب‌آوری است که پایگاه‌هایی چون خانه تاب‌آوری نقشی شاخص در معرفی و انتشار آن‌ها داشته‌اند. در ادامه، تازه‌ترین و معتبرترین آثار منتشرشده در این قلمرو با مشخصات کامل کتاب‌شناختی و تفکیک نویسندگان، مترجمان و ناشران به صورتی دقیق و مستند معرفی می‌شوند:

کتاب تاب‌آوری کودکان عنوان اثری تحلیلی و کاربردی از وندی ال. ماس است. این اثر که ترجمه فارسی آن حاصل کار مشترک محمدرضا مقدسی و طیبه سرلک است، توسط انتشارات ورجاوند به چاپ رسیده است. نویسنده در این اثر با تمرکز بر شایستگی‌های بالینی و روان‌شناختی، گام‌های متوالی برای درک استرس کودکان، شناسایی ریشه‌های روان‌شناختی چالش‌های رفتاری، و راهبردهای عملی والدین و معلمان برای هدایت خردسالان در گذر از شرایط بحرانی را تدوین نموده است. این کتاب شیوه‌های عملی ایجاد خوداتکایی و مهارت‌های انطباقی را در بستری گام‌به‌گام و برای رده‌های سنی مختلف واکاوی می‌کند.

کتاب تاب‌آوری (منابع و گفتمان): راهنمایی برای تقویت تاب‌آوری در کودکان، یکی دیگر از منابع بسیار مهم در این حوزه محسوب می‌شود که توسط یکی از نظریه‌پردازان پیشرو این رشته، ادیت گروتبرگ، تألیف شده است. این اثر توسط محمدرضا مقدسی به زبان فارسی برگردانده شده و انتشارات ورجاوند آن را منتشر کرده است.

کتاب مذکور به شکلی جامع، چارچوب جهانی تعاملی من دارم، من هستم و من می‌توانم را بسط داده و چگونگی سازماندهی این سه مؤلفه را برای مداخله در بافت فرهنگ‌ها و جوامع گوناگون به تفکیک تبیین می‌نماید. این اثر به عنوان یک دستنامه و مرجع بالادستی برای دانشگاهیان، مشاوران مدارس، مددکاران اجتماعی و سیاست‌گذاران برنامه‌های خانواده کاربرد فراوان دارد.

کتاب کار تاب‌آوری، بهباشی و طرز فکر نوجوانان اثری منحصربه‌فرد و تمرین‌محور است که با هدف ارتقای بهزیستی روانی رده‌های سنی گذار تألیف شده است. نویسنده این کتاب دکتر گلی ساعدی بوچی، متخصص برجسته در حوزه روانشناسی بالینی و دانش‌آموخته دانشگاه استنفورد است. این کتاب کار ارزشمند که در کتاب‌شناسی‌های دانشگاهی و تخصصی محمدرضا مقدسی و با نام انتشارات ورجاوند تثبیت و معرفی شده است، این کتاب کار تمرکز خود را بر ابزارهای مداخله مستقیم، پرسشنامه‌های تحلیلی، تمرین‌های شناختی رفتاری و کاربست‌های ذهنی رشد‌محور قرار داده است.

کتاب به مخاطب خود کمک می‌کند تا با شناسایی افکار خطرساز، باور به انعطاف‌پذیری هوش، بازسازی خوش‌بینی واقع‌بینانه و ایجاد اهداف عینی در زندگی، سپر دفاعی نیرومندی در برابر تنش‌های سال‌های بحرانی نوجوانی بنا کند.

علاوه بر عناوین فوق، مکتوبات تکمیلی دیگری نیز در عرصه آموزش‌های کاربردی به بازار نشر تخصصی راه یافته‌اند که مکمل این جریان شناختی به شمار می‌آیند. از جمله می‌توان به کتاب تاب‌آوری شناختی رفتاری کودک (کتاب کار) اشاره نمود که از سوی انتشارات ورجاوند منتشر گردیده و با پیوند زدن الگوهای کلاسیک رفتاردرمانی شناختی با مفاهیم تاب‌آوری، تمرین‌های خردورزانه‌ای را برای کار با کودکان مبتلا به اضطراب‌های سازگاری به جامعه بالینی عرضه می‌دارد. همچنین کتاب تاب‌آوری، مدیریت خویشتن اثری متمرکز بر مؤلفه‌های کنترل درونی و ارتقای شایستگی‌های تنظیم هیجان است که از سوی انتشارات ورجاوند در دسترس جامعه دانشگاهی و خانواده‌ها قرار گرفته است.

این مکتوبات مرجع که با همت و قلمرو پژوهشی نویسندگان برجسته جهانی و تلاش‌های مترجمان تخصصی کشور از جمله محمدرضا مقدسی به جامعه علمی ایران معرفی شده‌اند، پل ارتباطی مهمی میان انتزاع‌های نظری و اقدام‌های روزمره تربیتی در مدارس، کلینیک‌ها و خانواده‌ها پی‌ریزی کرده و متولیان پرورش کودکان را در مسیر غنی‌سازی توانمندی‌های روانی نسل آینده تجهیز می‌نمایند.

 

جمع‌بندی تحلیلی و دورنمای آینده تاب‌آوری کودکان

برآیند شواهد علمی مدرن گویای آن است که تاب‌آوری سرمایه‌ای زنده و پیوسته در حال شکل‌گیری است که در صورت آموزش صحیح و فراهم‌سازی چترهای حمایتی چندجانبه، ظرفیت شکوفایی هر کودکی را ارتقا می‌بخشد. گذر از رویکردهای انفعالی و بیمارمحور به سوی الگوهای کنش‌گرایانه ارتقای تاب‌آوری همگانی، تضمین‌کننده سلامت عاطفی جامعه در آینده خواهد بود. با تعمیق دانش در حوزه اعصاب‌روان، بهره‌گیری از منابع علمی و راهنماهای معتبر مکتوب، ارتقای سواد سلامت روان در معلمان و متولیان تعلیم و تربیت، و فراهم آوردن بستر اقتصادی و عاطفی امن در خانواده‌ها، می‌توان اطمینان حاصل نمود که کودکان امروز در مواجهه با چالش‌های پیچیده فردا، توان ایستادگی، انطباق و حرکت به سوی تعالی و شکوفایی پایدار را در درون خویش خواهند یافت.



۱ بازدید


۰ امتیاز


۰ نظر
نظرات کاربران


هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !
انسان خوشبخت نمی شود اگر برای خوشبختی دیگران نکوشد !
شما هم می توانید در این کار سهیم باشید ! کمک های مالی شما مایه دلگرمی ماست !
دریافت کمک های مردمی
جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران
جمعیت همیاران سلامت روان با هدف افزایش توانمندی اقشار مختلف جامعه در راستای افزایش سطح سلامت روان و پیشگیری از آسیب های اجتماعی فعالیت می نماید. باور ما بر این است که با افزایش مشارکت جویی و احترام به خرد جمعی و رویکرد تسهیل گرانه می توانیم در ارتقای سطح کیفیت زندگی اقشار جامعه تاثیر داشته باشیم. این سایت با همت و تلاش و پیگیری مستمر جناب آقای حمید بیخسته مدیر روابط عمومی جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی کشور در سال 1395 راه اندازی گردید.
تمامی حقوق محفوظ و متعلق به جمعیت همیاران سلامت روان اجتماعی ایران می باشد .
Copyright © 2015 for HamyaranIran.ir , By SmProgram web Developer , All rights reserved .