نقش همیاران سلامت در تقویت تابآوری اجتماعی
نقش همیاران سلامت در توسعه و تقویت تابآوری اجتماعی
دکتر سید نورعلی میرابراهیمی
مدیرعامل جمعیت همیاران سلامت روان کشور
در شرایطی که جوامع با امواج فزاینده بحرانهای روانی، اقتصادی و اجتماعی روبهرو هستند، همیاران سلامت روان با تکیه بر رویکردهای اجتماعمحور، احیای سرمایه اجتماعی و آموزش مهارتهای خودمراقبتی، نقشی تعیینکننده در کاهش آسیبهای رفتاری و ارتقای تابآوری عمومی در سطح محلات ایفا میکنند؛ کنشگرانی داوطلب که حلقه وصل پیوندهای مردمی و سنگر نخست پیشگیری در برابر تکانههای فردی و جمعی به شمار میروند.
به بیان سید نورالدین میرابراهیمی مدیر عامل جمعیت همیاران سلامت روان ایران تحولات پرشتاب جهان معاصر، دگرگونیهای ساختاری در سبک زندگی، بحرانهای نوپدید اقلیمی، مخاطرات اقتصادی و فشارهای روانی ناشی از زیست مدرن، جوامع امروزی را در معرض امواجی مداوم از تغییر و ناپایداری قرار داده است. در این میان، جوامعی توان بقا، رشد و پویایی پایدار را دارند که بتوانند سازوکارهای درونی خود را برای بازگشت به تعادل و انطباق پویا با شرایط بحرانی تقویت کنند. این ظرفیت بنیادین در ادبیات علوم رفتاری و اجتماعی تحت عنوان تابآوری اجتماعی صورتبندی میشود. تابآوری اجتماعی صرفاً یک واکنش انفعالی به رنج و آسیب نیست، بلکه فرآیندی کنشمندانه، چندبعدی و زاینده است که از پیوندهای انسانی، سرمایه اجتماعی و همبستگی جمعی تغذیه میکند. در سپهر سلامت عمومی، دستیابی به چنین هدفی بدون مشارکت نهادمند و خودجوش مردم ناممکن خواهد بود. درست در نقطه تلاقی سلامت عمومی و کنشگری اجتماعی، ساختارهایی مردمنهاد همچون همیاران سلامت روان اجتماعی قرار میگیرند. این گروهها با ایجاد حلقههای وصل میان لایههای تصمیمگیر حاکمیتی و بطن جامعه، نقش کاتالیزور را در بارور ساختن ظرفیتهای پنهان محلی ایفا میکنند و زمینه را برای بازسازی و تحکیم تابآوری اجتماعی هموار میسازند.
چیستی و مبانی مفهومی تابآوری اجتماعی در بستر جوامع محلی
برای تبیین دقیق جایگاه همیاران سلامت، نخست باید ماهیت تابآوری اجتماعی را فراتر از تعاریف محدود فردنگرانه واکاوی کرد. تابآوری اجتماعی به معنای توانایی یک کل زیستی و فرهنگی، شامل خانوادهها، محلهها و شبکههای اجتماعی، برای مهار شوکها، حفظ کارکردهای حیاتی در زمان تلاطم، انطباق خلاقانه با شرایط بحران و یادگیری از تجارب آسیبزا است. این مفهوم ریشه عمیقی در تعاملات میانفردی، اعتماد متقابل، هنجارهای همیاری و دسترسی به منابع حمایتی دارد. جامعهای تابآور قلمداد میشود که شهروندان آن به جای انزواطلبی یا واکنشهای هیجانی مخرب در مواجهه با چالشها، سازوکارهای حل مسئله مشترک را فعال کنند و از ظرفیتهای محلی برای مهار تنشها بهره بگیرند. بنابراین، تابآوری اجتماعی پدیدهای دستوری یا ابلاغی نیست، بلکه ساختاری درونزا است که در دل تعاملات روزمره، آیینهای مشترک و حس تعلق به اجتماع متولد میشود و رشد مییابد. زمانی که یک محله یا جامعه از سطح بالایی از آگاهی جمعی، امید مشترک و احساس اثرگذاری برخوردار باشد، آسیبپذیری آن در برابر انحرافات اجتماعی، افت سلامت روان، اعتیاد، فروپاشی نهاد خانواده و حتی بحرانهای غیرمترقبه طبیعی به شکل معناداری کاهش پیدا میکند.
تبارشناسی همیاران سلامت و ماهیت مشارکتی سلامت روان اجتماعی
مفهوم سلامت در دهههای اخیر دگردیسی بنیادینی را تجربه کرده و از رویکرد سنتی زیستپزشکی به رویکرد تلفیقی زیستی، روانی، اجتماعی و معنوی ارتقا یافته است. بر پایه این پارادایم نوین، سلامت روان دیگر صرفاً در راهروهای کلینیکها و بیمارستانها یا از طریق نسخههای دارویی و مشاورههای فردی درمانگاهی محقق نمیشود، بلکه نیازمند مداخله در محیطهای طبیعی زندگی، از کوچه و خیابان گرفته تا مدارس، کارگاهها و مساجد است.
همیاران سلامت به عنوان پیشگامان جنبش اجتماعمحور، ساختاری سازمانیافته، داوطلبانه و برآمده از دل مردم هستند که مأموریت اصلی خود را ارتقای سطح سلامت روانی و اجتماعی از طریق آگاهسازی، پیشگیری سطح اول و ظرفیتسازی عمومی تعریف کردهاند.
همیاران سلامت روان، متخصصنما نیستند، بلکه شهروندانی دغدغهمند، آموزشدیده و صاحب نفوذ اجتماعی در محیطهای بومی خود هستند که زبان مشترک جامعه را میفهمند و دردها و نیازهای واقعی محله را با ظرافت لمس میکنند. این پیوند بیواسطه و طبیعی با بدنه جامعه سبب میشود موانع فرهنگی و مقاومتهای مرسوم در برابر پذیرش مفاهیم سلامت روان شکسته شود و گفتمان سلامت و پیشگیری از حاشیه به متن زندگی مردم هدایت گردد.
بازآفرینی سرمایه اجتماعی؛ نخستین گام همیاران سلامت در تقویت تابآوری
اصلیترین و حیاتیترین پیشنیاز تابآوری اجتماعی، وجود سرمایه اجتماعی غنی است که ارکان سهگانه اعتماد متقابل، شبکههای ارتباطی و هنجارهای همیاری را در بر میگیرد. در زمانهای که فردگرایی افراطی و اتمیزه شدن جوامع شهری، پیوندهای سنتی را تضعیف کرده و سبب احساس تنهایی مزمن و کاهش تعلق اجتماعی شده است، همیاران سلامت نقش احیاکننده این رشتههای گسسته را بر عهده میگیرند. این تشکلها با ایجاد گردهماییهای مستمر، نشستهای محلهای و پروژههای مشترک بهداشتی و فرهنگی، فرصتی فراهم میآورند تا افراد با پیشینهها و تفاوتهای گوناگون در کنار یکدیگر قرار گیرند و هدفی مشترک را دنبال کنند. این فرایند همنشینی و هماندیشی، دیوارهای بیاعتمادی را فرو میریزد و احساس تعلق به یک کل معنادار را بازتولید میکند. وقتی سرمایه اجتماعی درون یک بافت ارتقا مییابد، امنیت روانی شهروندان به شکل خودکار فزونی مییابد و جامعه حس میکند در رویارویی با طوفانهای اقتصادی و اجتماعی بیپناه نیست. چنین فضای حمایتی و سرشار از اعتمادی، شالوده اصلی همان ساختاری است که ما آن را تابآوری اجتماعی مینامیم؛ زیرا در بستر اعتماد است که منابع روانی و مادی به سرعت به اشتراک گذاشته میشوند و هزینههای روانی بحران مهار میگردد.
ارتقای سواد سلامت روان و مهارتهای زندگی در مقیاس جامعهمحور
یکی از ارکان برجسته در تقویت تابآوری، توانمندسازی شناختی و رفتاری آحاد جامعه است. ناآگاهی نسبت به الگوهای رفتاری سالم، ناتوانی در مهار هیجانات منفی، فقدان مهارتهای حل تعارض در خانواده و انگزنی به اختلالات خلقی، آسیبپذیری روان جمعی را به اوج میرساند. همیاران سلامت با طراحی و اجرای کارگاههای آموزشی بومیسازیشده، نقش پیشتازی در ارتقای سواد سلامت روان دارند. آموزش مهارتهای بنیادین زندگی نظیر حل مسئله خلاق، تابآوری فردی، مدیریت خشم و استرس، ارتباط موثر بینفردی و تفکر نقادانه توسط این نیروهای محلی، جامعه را مجهز به جعبه ابزاری کاربردی برای مقابله با مصائب روزمره میسازد. مهمترین ویژگی این مداخلات آموزشی در این است که مفاهیم پیچیده روانشناختی به زبانی ساده، قابل فهم و منطبق بر فرهنگ محلی بازتعریف میشوند. وقتی افراد مهارت مقابله با تنشهای روزمره را بیاموزند، تعارضات خانوادگی به طلاقهای آسیبزا منجر نمیشود، ناکامیها زمینه سوق به رفتارهای پرخطر و سوءمصرف مواد را پدید نمیآورد و پایداری روانی تکتک اعضا به استحکام دیواره تابآوری کل جامعه بدل خواهد شد.
پیشگیری سطح اول و مهار آسیبهای نوپدید اجتماعی
تابآوری اجتماعی پیوندی ناگسستنی با پیشگیری فعال دارد. جوامعی که تنها در مرحله درمان و مهار پیامدهای آسیب فعال هستند، هزینههای سرسامآور مادی و معنوی گزافی میپردازند و همواره در حالت انفعال و فرسودگی به سر میبرند. همیاران سلامت با تمرکز بر پیشگیری اولیه، کانونهای خطر و عوامل محافظتکننده را در سطح محلات رصد و شناسایی میکنند. این تشکلها با تکیه بر حضور میدانی خود، علائم اولیه بحرانها، دگرگونی در الگوهای مصرف مواد، تعارضات درونمحلهای یا شیوع ناامیدی و انزوای گروهی را به سرعت درمییابند و با طراحی اقدامات مداخلهای پیشگیرانه، مانع از تعمیق بحران میشوند. آگاهسازی خانوادهها نسبت به مخاطرات فضای مجازی، پیشگیری از رفتارهای پرخطر در میان نوجوانان و ترویج الگوهای نشاط اجتماعی از جمله اقداماتی است که پیش از شکلگیری ساختار آسیب، دیوارههای ایمنی روانی محله را مستحکم میسازد. این رویکرد پیشگیرانه تضمین میکند که ظرفیت سازگاری و انطباق جامعه در اثر بروز شوکهای جدید تحلیل نرود و جامعه ساختار کارکردی خود را حتی در شرایط نامساعد حفظ نماید.
مداخله در بحرانها و مدیریت تروماهای جمعی
رویدادهای بحرانی بزرگ نظیر زلزله، سیل، حوادث فراگیر و شوکهای اقتصادی ناگهانی، نظم معمول زندگی اجتماعی را دگرگون ساخته و جامعه را در معرض تروماهای جمعی قرار میدهند. در چنین مقاطعی، نهادهای رسمی امدادی غالباً به دلیل ساختارهای اداری، دیوانسالاری و تمرکز بر امداد و نجات فیزیکی، از رسیدگی سریع و عمقی به تروماها و رنجهای روانی بازماندگان بازمیمانند. اینجاست که همیاران سلامت به عنوان نیروهای پیشرو در خط مقدم مداخلات روانی و اجتماعی ظاهر میشوند. اعضای این شبکه به سبب برخورداری از اعتماد محلی و آشنایی با ارزشهای فرهنگی منطقه آسیبدیده، نخستین افرادی هستند که خدمات حمایت اولیه روانشناختی را در دسترس آسیبدیدگان قرار میدهند. آنها با گوش دادن فعال، همدلی عمیق، سازماندهی فضاهای امن برای کودکان و زنان و مهار شایعات، جلوی بروز هراس فراگیر و درماندگی آموختهشده را میگیرند. مدیریت تروماهای جمعی توسط نیروهای بومی، روند سوگواری سالم را تسهیل کرده و مانع از تبدیل رنج حاد به اختلالات مزمن استرس پس از سانحه میشود؛ امری که سریعترین و کارآمدترین مسیر برای بازسازی تابآوری اجتماعی پس از هر رخداد فاجعهبار به شمار میآید.
شبکهسازی محلی و بسیج منابع برای پشتیبانی همهجانبه
تابآوری به معنای خودبسندگی مطلق نیست، بلکه توانایی برقراری پیوندهای پویا با دیگر سیستمها و بهرهبرداری بهینه از امکانات بیرونی را نیز شامل میشود. همیاران سلامت با هوشمندی، نقش میانجی را در ایجاد پیوند میان مردم و ساختارهای دولتی، خیرین، مراکز درمانی، نهادهای دانشگاهی و سازمانهای مدیریت بحران ایفا میکنند. این شبکهسازی محلی سبب میشود نیازهای واقعی ساکنان به درستی اولویتبندی شده و منابع به سوی اثربخشترین بخشها هدایت گردد. در شرایط سخت اقتصادی، همیاران سلامت با شناسایی اقشار آسیبپذیر، خانوادههای تکسرپرست و سالمندان منزوی، حلقههای حمایتی معیشتی و روانی را پیرامون آنها سامان میدهند تا حس طردشدگی و بیعدالتی کاهش یابد. همافزایی منابع و توانمندسازی افراد برای کمک به همنوع، نوعی خودکارآمدی جمعی به وجود میآورد که در آن شهروندان خود را فاعل و تغییردهنده سرنوشت خود میبینند، نه قربانیان منفعل شرایط؛ و این باور جمعی، ستون فقرات ارتقای تابآوری اجتماعی در هر منطقهای است.
چالشهای ساختاری و افقهای پیشروی همیاران سلامت در تقویت تابآوری
برای تحقق تمامعیار این چشمانداز، باید چالشها و موانعی که پیشروی فعالیت تشکلهای مردمنهاد و همیاران سلامت قرار دارد نیز با رویکردی واقعبینانه واکاوی شود. محدودیت منابع مالی پایدار، فقدان حمایتهای قانونی کافی، تغییرات مداوم در مدیریتهای اجرایی و خطر فرسودگی شغلی و روانی در میان خود داوطلبان، از جمله چالشهای بنیادینی است که استمرار کارآمدی این نهادها را تهدید میکند. علاوه بر این، ارتقای مداوم دانش علمی و بهرهگیری از ابزارهای نوین ارزیابی و سنجش تابآوری اجتماعی نیازمند پیوند قویتر و نهادینهشده میان دانشگاهها و مراکز علمی با بدنه داوطلبانه همیاران سلامت است. گسترش رویکردهای نوین علمی، استانداردسازی روشهای مداخله در اجتماعات محلی و استفاده از فناوریهای ارتباطی مدرن جهت آموزش و همبستگی جمعی میتواند افقهای تازهای در اثرگذاری این سازمانهای مردمنهاد بگشاید. حمایت ساختاریافته حاکمیت از این نهادها، به رسمیت شناختن نقش تخصصی آنان در تصمیمسازیهای کلان و پرهیز از دولتیسازی فرایندهای خودجوش مردمی، تضمینکننده بقا و پویایی این تشکلها خواهد بود.
همافزایی همیاری و تابآوری در مسیر آیندهای پایدار
واکاوی جامع نقش همیاران سلامت نشان میدهد که ارتقا و تثبیت تابآوری اجتماعی بدون حضور این بازیگران درونزا و اجتماعمحور امکانپذیر نیست. همیاران سلامت روان با ترکیب دانش بومی، حساسیت اخلاقی، تعهد انسانی و اصول بنیادین علوم رفتاری، توانستهاند مفاهیم انتزاعی سلامت روان را به رفتارهای عملیاتی و سبک زندگی حمایتی در بطن جامعه بدل سازند. آنها با تقویت پیوندهای اجتماعی، رشد سواد روانی، مهار پیشگیرانه آسیبها و مدیریت التیامبخش تروماهای جمعی در بزنگاههای سخت تاریخی، جامعه را از وضعیتی شکننده و آسیبپذیر به سطحی از کارآمدی، انطباق و استحکام ارتقا میدهند. تابآوری اجتماعی پایدار نه با تزریق اعتبارات مقطعی، بلکه با رشد بذر اعتماد، همدلی و توانمندی در جان یکایک شهروندان حاصل میشود؛ بذری که همیاران سلامت با تعهد، امید و پایداری در خاک جوامع محلی میکارند و ثمره آن، ساختن جامعهای شاداب، آگاه و مقاوم در برابر هرگونه طوفان پیشرو است.
۱۲ بازدید
۲ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !