نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جوامع
نقش خبرنگاران در ارتقاء تاب آوری جوامع
دکترمحمدرضا مقدسی
معاونت علمی و پژوهشی جمعیت همیاران سلامت روان ایران
و بنیانگذار خانه تاب آوری
در جهانی که با شتابی بی سابقه دستخوش دگرگونی های اقلیمی، اقتصادی و اجتماعی می شود، مفهوم تاب آوری دیگر صرفاً به معنای مقاومت فیزیکی در برابر بلایا نیست؛ این مفهوم به ظرفیت یک جامعه برای بازسازی، تطبیق و حتی شکوفایی در مواجهه با شوک ها تعبیر می گردد. خبرنگاران به مثابه حلقه اتصال میان واقعیت های تلخ و امیدهای جمعی، نقشی محوری و چندلایه در فرایند ارتقاء تاب آوری ایفا می کنند. آنان نه تنها گزارشگر رویدادها هستند؛ با ارائه اطلاعات دقیق، روایتگری راه حل ها، تقویت همبستگی اجتماعی و نظارت بر فرایندهای توانبخشی، به ستون فقرات یک جامعه منعطف و پویا تبدیل می شوند. بدون حضور فعال و متعهدانه خبرنگاران، جوامع در گرداب شایعات، ناامیدی و ناهماهنگی غرق می شوند و توانایی خود را برای بازیابی از بحران ها از دست می دهند.
نخستین و بنیادی ترین کارکرد خبرنگاران در مسیر تاب آوری، ایفای نقش سامانه هشدار دهنده و مرجع اطلاعات موثق است.
در لحظات آغازین یک بحران طبیعی همچون زلزله، سیل یا طوفان، یا در آستانه فروپاشی های اقتصادی، دقیق ترین و به روزترین اطلاعات حیاتی ترین نیاز جامعه به شمار می رود. خبرنگاری که با رعایت اصول روزنامه نگاری بحران، داده های هواشناسی، مسیر حرکت سیلاب یا میزان خسارت ها را بدون اغراق و با استناد به منابع علمی معتبر منتشر می کند، در واقع نقش نجات بخشی ایفا می نماید. این اطلاع رسانی به موقع و شفاف، به مسئولان امکان می دهد تا منابع امدادی را به شیوه ای بهینه توزیع کنند و به شهروندان نیز اجازه می دهد تا تصمیمات آگاهانه ای برای حفاظت از جان و مال خود اتخاذ نمایند. از سوی دیگر، توقف انتشار شایعات و اخبار جعلی که معمولاً در فضای مجازی با سرعتی بیشتر از خود بحران منتشر می شوند، تنها از عهده خبرنگاران حرفه ای برمی آید. آنان با بررسی دقیق روایت های متناقض و اعتبارسنجی محتوای تولیدشده توسط کاربران، از هراس بی مورد و رفتارهای آنی و مخرب که تاب آوری را در همان گام های نخست تضعیف می کند، جلوگیری می نمایند.
فراتر از مدیریت اطلاعات خام، خبرنگاران با به کارگیری رویکردهایی همچون روزنامه نگاری راه حل محور و سازنده، زمینه ساز تحولی اساسی در نگرش جامعه نسبت به بحران می شوند. بسیاری از رسانه ها در جریان پوشش رویدادهای ناگوار، دچار روزنامه نگاری فاجعه محور می گردند که تنها بر تلفات، ویرانی ها و ناتوانی ها تأکید دارد و به تدریج حس درماندگی را در میان مخاطبان نهادینه می سازد. در نقطه مقابل، خبرنگار آگاه به ضرورت تاب آوری، با جستجو و معرفی الگوهای موفق مقاومت و بازیابی، امید را به بطن جامعه تزریق می کند. او گزارش می دهد که یک محله چگونه با تکیه بر توانمندی های بومی و همسایگی، مراکز اسکان موقت را مدیریت کرده است یا یک کسب وکار کوچک با چه راهکارهایی توانسته زنجیره تامین خود را پس از تحریم یا بحران مالی بازسازی نماید. این نوع روایتگری، نه تنها به مخاطب نشان می دهد که راه های عملی برای عبور از سختی وجود دارد؛ با به اشتراک گذاشتن تجارب زیسته موفق، به سایر گروه های اجتماعی انگیزه می بخشد تا راهکارهای مشابه را بومی سازی کنند. بدین ترتیب خبرنگار به یک تسهیلگر دانش تبدیل می شود که سرمایه اجتماعی و فکری جامعه را در شرایط عادی و بحرانی افزایش می دهد.
در بطن جوامعی که با تنوع قومی، مذهبی و طبقاتی روبه رو هستند، تاب آوری بدون انسجام اجتماعی معنایی ندارد و این انسجام نیز در سایه شنیده شدن صداهای مختلف شکل می گیرد. خبرنگاران با نفوذ به عمق لایه های پنهان جامعه و پوشش دغدغه های گروه های حاشیه نشین، زنان، کودکان، معلولان و اقلیت ها، تضمین می کنند که سیاست های پیشگیرانه و برنامه های بازتوانی، هیچ گروه آسیب پذیری را از قلم نیندازند. زمانی که خبرنگار مستندی تهیه می کند از وضعیت خانواده های کم برخورداری که در واحدهای مسکونی غیرمقاوم در برابر زلزله زندگی می کنند، یا گفتگویی مفصل با معلولانی که در زمان تخلیه اضطراری با موانع جدی روبه رو هستند، در واقع حلقه های گمشده زنجیره تاب آوری را آشکار می سازد. این افشاگری و آگاهی بخشی، دولتمردان و برنامه ریزان شهری را تحت فشار قرار می دهد تا زیرساخت های فراگیرتری طراحی کنند و تخصیص بودجه را به نفع محروم ترین مناطق تغییر دهند. در مقابل، سکوت خبری در برابر این نابرابری ها، به منزله نادیده گرفتن بخش هایی از پیکره جامعه است که در روزهای سخت بحران، بیشترین هزینه را پرداخت می کنند و همین نادیده انگاری، شکاف های اجتماعی را عمیق تر کرده و تاب آوری کلی جامعه را با خطر جدی مواجه می سازد.
نقش نظارتی و مسئولیت خواهی خبرنگاران در فرایند بازسازی پس از بحران، نقشی غیرقابل انکار در حفظ سرمایه اجتماعی دارد. اعتماد عمومی که گرانبهاترین دارایی یک جامعه در شرایط آشوب است، به سرعت در برابر فساد، سوءمدیریت و رانت خواری آسیب می بیند. خبرنگاران با رصد دقیق جریان کمک های داخلی و خارجی، نحوه توزیع اقلام امدادی، روند صدور مجوزهای ساخت و ساز و کیفیت اجرای پروژه های عمرانی، به عنوان چشم بیدار جامعه عمل می کنند. انتشار یک گزارش تحقیقی مستند که نشان می دهد محموله های ارسالی به مناطق سیل زده در انبارها بلاتکلیف مانده یا تجهیزات خریداری شده با بودجه های اضطراری، استانداردهای لازم را ندارند، می تواند موجی از پاسخگویی را به راه اندازد که از تکرار چنین بی تدبیری هایی در بحران های آینده جلوگیری نماید. این نظارت رسانه ای، علاوه بر بازدارندگی، به شهروندان این اطمینان را می دهد که تلاش ها و کمک های آنان هدر نمی رود و انگیزه مشارکت جمعی برای همیاری در دفعات بعد نیز حفظ می شود. تاب آوری بلندمدت یک جامعه، در گرو نهادینه شدن شفافیت و پاسخگویی است و خبرنگاران، مهم ترین متولیان این فرهنگ نهادینه شده به شمار می روند.
علاوه بر جنبه های ساختاری و مدیریتی، تأثیر خبرنگاران بر سلامت روان و روحیه جمعی، یکی از ظریف ترین و در عین حال حیاتی ترین ابعاد نقش آنان در تاب آوری محسوب می شود. نحوه کادربندی و زبان مورد استفاده در گزارش های خبری، مستقیماً بر ادراک عمومی از شدت تهدید و میزان توانایی برای مقابله با آن تأثیر می گذارد. خبرنگاری که با رعایت اصول اخلاقی و پرهیز از نمایش صحنه های دلخراش و تروماهای بصری، بر مقاومت، همدلی و اقدامات جاری امدادرسانی تأکید می کند، به کاهش اضطراب فراگیر و درماندگی آموخته شده کمک شایانی می نماید. او با مصاحبه با روانشناسان و کارشناسان سلامت اجتماعی، راهکارهای عملی برای مدیریت استرس و سوگ را به مخاطبان ارائه می دهد و حس خودکارآمدی را در آنان تقویت می نماید. در واقع، خبرنگار خوب می داند که ارائه تصویر کامل از یک بحران، صرفاً نشان دادن زخم ها نیست؛ بازنمایی زخم بندها و تلاش برای التیام است. این نوع روایت متعادل، جامعه را از انفعال و انتظار برای نجات از بیرون، به سمت عاملیت فعال و تکیه بر توانمندی های درونی سوق می دهد که بنیان اصلی تاب آوری روانی-اجتماعی به شمار می آید.
در عصر دیجیتال و گسترش هوش مصنوعی، نقش خبرنگاران دستخوش دگرگونی شده اما هرگز کمرنگ نگشته است. الگوریتم های پیشرفته می توانند داده های کلان را تحلیل کنند و الگوهای تکرارشونده در بلایا را پیش بینی نمایند، اما قدرت درک زمینه های فرهنگی، همدلی با دردمندان و تشخیص ظرافت های اخلاقی، همچنان در انحصار ذهن و وجدان خبرنگار انسانی باقی می ماند. خبرنگاران امروزی با بهره گیری از ابزارهای هوش مصنوعی برای تحلیل سریع تر شبکه های اجتماعی و شناسایی کانون های شایعه پراکنی، می توانند کارایی خود را افزایش دهند، اما هرگز نمی توانند بار مسئولیت انسانی خود را به ماشین ها محول کنند. آنان باید با سواد رسانه ای نوین، مخاطبان را نیز در این مسیر همراه سازند و به آنان بیاموزند که چگونه در سیلاب اطلاعات، اخبار معتبر را از اخبار جعلی تشخیص دهند. این توانمندسازی مخاطب، خود گامی اساسی در جهت ارتقاء تاب آوری است، زیرا جامعه ای که شهروندان آن قدرت تفکر انتقادی و تحلیل اطلاعات را داشته باشند، در برابر عملیات روانی و القائات مخرب، بسیار مقاوم تر خواهد بود.
با نگاهی به آینده، روشن می شود که سرمایه گذاری بر روی توانمندسازی خبرنگاران و حمایت از رسانه های مستقل و حرفه ای، دقیقاً به اندازه سرمایه گذاری بر روی سدها، پل ها و زیرساخت های فیزیکی، برای بقای جامعه حیاتی است. خبرنگاری که در آرامش پیش از بحران، به بررسی آسیب پذیری ها می پردازد و گزارش های پیشگیرانه تهیه می کند، به اندازه یک تیم امداد و نجات در زمان وقوع حادثه ارزشمند است. او با نگاه بلندمدت خود، به جای پرداختن به روزمرگی ها و حاشیه های زودگذر، بر روی مسائل ساختاری متمرکز می شود و افکار عمومی را به سمت اولویت های واقعی سوق می دهد. در این مسیر، او باید از دام گرایش های سیاسی جناحی و منافع گروهی پرهیز کند و وجدان جمعی و منافع ملی را بر هرچیز دیگر ترجیح دهد، زیرا تاب آوری یک جامعه واحد، به همبستگی فراجناحی نیاز دارد و خبرنگار متعهد، پل ساز این همبستگی است.
خاتمه سخن اینکه خبرنگاران نه تنها روایتگر تاب آوری هستند؛ خود بخشی از سازوکار آن به شمار می روند. آنان با حافظه تاریخی خود، تجارب تلخ و شیرین گذشته را ثبت و ضبط می کنند تا نسل های آینده از تکرار اشتباهات پرهیز کرده و راهکارهای موفق را به ارث برند. یک جامعه تاب آور، جامعه ای است که گذشته خود را به درستی به یاد دارد، حال خود را به روشنی درک می کند و برای آینده خود با چشم باز برنامه ریزی می نماید. این سه گانه بینشی، جز در سایه حضور فعال و بی وقفه خبرنگاران متعهد و حقیقت جو میسر نمی شود. از این رو، ستایش و حمایت از جایگاه خطیر خبرنگاری، صرفاً یک اقدام صنفی یا نمادین نیست؛ یک ضرورت عقلانی برای بقا و تعالی هر جامعهای است که خواهان ایستادگی در برابر طوفان های سهمگین روزگار و تبدیل تهدیدها به فرصت هایی برای رشد و پیشرفت خویشتن است. آنان سرمایه های نرم افزاری جوامع هستند که با قلم و تصویر خود، نقشه راه عبور از تاریکی به روشنایی را ترسیم می کنند.
۹ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
نظرات کاربران
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !
نظر شما چیست ؟!
شما نیز می توانید نظر خود را راجب این مقاله در زیر بنویسید !
نام کامل شما * :
نام کامل خود را وارد کنید !
آدرس ایمیل شما :
آدرس ایمیل خود را وارد کنید !
متن نظر شما :
نظر خود را به فارسی در بالا بنویسید !
کد امنیتی :
کد امنیتی روبرو را وارد نمایید !