الفبای مددکاری اجتماعی یعنی فهم این حقیقت ساده و عمیق که انسان در ارتباط با دیگران و در بستر جامعه معنا پیدا میکند.
مددکاری اجتماعی تلاش میکند این ارتباط را ترمیم، تقویت و انسانیتر کند. این الفبا، پایهای است برای ساختن جامعهای که در آن حمایت، عدالت، همدلی و کرامت انسانی اصل باشد، نه استثنا.
الفبای مددکاری اجتماعی به معنای شناخت پایهایترین مفاهیم، اصول و ارزشهایی است که این حرفه بر آنها استوار است. بدون فهم این الفبا، مددکاری اجتماعی به مجموعهای از اقدامات پراکنده و غیرهدفمند تبدیل میشود. الفبای مددکاری اجتماعی، نقطه آغاز فهم عمیق نقش مددکار اجتماعی در زندگی فرد، خانواده و جامعه است.
عفت حیدری فرهنگ یار تاب آوری ایران د رادامه آورده است مددکاری اجتماعی پیش از آنکه یک شغل باشد، یک نگرش انسانی و اجتماعی است. این نگرش بر این باور استوار است که هر انسان دارای کرامت ذاتی است و حق دارد از فرصتهای برابر برای رشد، امنیت و رفاه برخوردار باشد. مددکاری اجتماعی از همین اصل آغاز میشود و همه مداخلات خود را بر پایه احترام به انسان بنا میکند.
مددکاری اجتماعی دانشی انسانی، حرفهای و متعهد است که با هدف ارتقای کیفیت زندگی انسانها، کاهش رنجهای اجتماعی و تقویت توانمندی فردی و جمعی شکل گرفته است. الفبای مددکاری اجتماعی، نقطه آغاز فهم این حرفه عمیق و چندبعدی است. بدون شناخت الفبای مددکاری اجتماعی، ورود به این حوزه تنها به اقدامات سطحی و مداخلههای ناپایدار منجر میشود. مددکاری اجتماعی پیش از آنکه یک شغل باشد، یک نگرش انسانی و مسئولانه نسبت به جامعه است.
مددکاری اجتماعی بر این باور استوار است که انسان در خلأ زندگی نمیکند. هر فرد در بستر خانواده، جامعه، فرهنگ، اقتصاد و سیاست شکل میگیرد.
مشکلات فردی جدا از زمینه اجتماعی قابل درک نیستند. این اصل، سنگبنای مددکاری اجتماعی است. مددکار اجتماعی به جای سرزنش فرد، به فهم شرایط میپردازد. این نگاه، تفاوت بنیادین مددکاری اجتماعی با رویکردهای تقلیلگرایانه است.
الفبای مددکاری اجتماعی با مفهوم کرامت انسانی آغاز میشود.
کرامت انسان غیرقابل معامله است. هر انسان صرفنظر از وضعیت اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی یا روانی، شایسته احترام است. مددکاری اجتماعی هیچگاه انسان را به مشکلش تقلیل نمیدهد. فرد، فراتر از مسئله است. این جمله، یکی از قویترین پایههای فکری مددکاری اجتماعی محسوب میشود.
بعد دیگر الفبای مددکاری اجتماعی، عدالت اجتماعی است. مددکاری اجتماعی در ذات خود با بیعدالتی در تعارض است. فقر، تبعیض، نابرابری و طرد اجتماعی، دشمنان مستقیم سلامت اجتماعی هستند. مددکار اجتماعی تنها به درمان پیامدها بسنده نمیکند. او به ریشهها توجه دارد. بدون عدالت اجتماعی، مددکاری اجتماعی معنای خود را از دست میدهد.
مددکاری اجتماعی بر اصل توانمندسازی استوار است.
هدف مددکاری، وابستهسازی افراد به خدمات نیست. هدف، تقویت توان تصمیمگیری، خوداتکایی و مشارکت فعال است. توانمندسازی یعنی باور به ظرفیتهای انسان. مددکار اجتماعی به جای انجام کار به جای مددجو، مسیر انجام کار را با او طی میکند. این رویکرد، عزت نفس را بازسازی میکند و تغییر پایدار ایجاد مینماید.
یکی از ابعاد مهم الفبای مددکاری اجتماعی، نگاه سیستمی است. در این نگاه، فرد بخشی از یک نظام پیچیده است. خانواده، مدرسه، محله، سازمان و جامعه، همگی بر زندگی فرد اثر میگذارند. تغییر در یک بخش، کل سیستم را تحت تأثیر قرار میدهد. مددکار اجتماعی با این فهم، مداخلههای هوشمندانهتری طراحی میکند. نگاه سیستمی، از سادهسازی افراطی جلوگیری میکند.
بعد دیگر مددکاری اجتماعی، ارتباط حرفهای است. رابطه مددکار و مددجو، یک رابطه انسانی، هدفمند و اخلاقی است. اعتماد، پایه این رابطه است. بدون اعتماد، هیچ مداخلهای اثرگذار نخواهد بود. مددکار اجتماعی شنوندهای فعال است. شنیدن، ابزار اصلی تغییر است. این جمله، از جملات محکم مددکاری اجتماعی است.
اخلاق حرفهای، اصل و اساس مددکاری اجتماعی محسوب میشود. رازداری، احترام به خودمختاری مددجو، پرهیز از قضاوت و مسئولیتپذیری حرفهای، اصولی غیرقابل چشمپوشی هستند. مددکاری اجتماعی بدون اخلاق، به ابزاری خطرناک تبدیل میشود. اخلاق حرفهای، مرز قدرت مددکار را مشخص میکند.
مددکاری اجتماعی دارای بعد پیشگیرانه هم است. این حرفه تنها در زمان بحران وارد عمل نمیشود. پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، بخش مهمی از مأموریت مددکاری اجتماعی است. آموزش، آگاهیبخشی و تقویت سرمایه اجتماعی، ابزارهای پیشگیری هستند. پیشگیری هوشمندانه، هزینههای انسانی و اجتماعی را کاهش میدهد.
بعد حمایتی مددکاری اجتماعی نیز اهمیت بالایی دارد. حمایت اجتماعی به معنای ایجاد شبکههای ایمن برای افراد آسیبپذیر است. مددکار اجتماعی پلی میان فرد و منابع اجتماعی است. این منابع میتوانند شامل خدمات درمانی، آموزشی، حقوقی یا حمایتی باشند. دسترسی عادلانه به منابع، نشانه سلامت اجتماعی است.
مددکاری اجتماعی بعد مداخلهای نیز دارد. مداخله در مددکاری اجتماعی، فرآیندی آگاهانه، مرحلهبندیشده و مبتنی بر شواهد است. مداخله شتابزده، آسیبزا است. مددکار اجتماعی پیش از اقدام، ارزیابی میکند. ارزیابی دقیق، نیمی از درمان است. این اصل، از جملات کلیدی حرفه محسوب میشود.
بعد فرهنگی مددکاری اجتماعی، از ارکان اصلی الفبای این حرفه است.
هر جامعه دارای ارزشها، باورها و هنجارهای خاص خود است. مددکاری اجتماعی بدون حساسیت فرهنگی، به مداخلهای تحمیلی تبدیل میشود. احترام به تفاوتهای فرهنگی، شرط اثربخشی مداخلات است. فرهنگ، مانع نیست، زمینه است.
مددکاری اجتماعی با سیاست اجتماعی پیوندی ناگسستنی دارد. بسیاری از مشکلات فردی، ریشه در سیاستهای ناکارآمد دارند. مددکار اجتماعی تنها در سطح فرد باقی نمیماند. او صدای بیصدایان در سطح جامعه است. کنشگری اجتماعی، بخشی از هویت حرفهای مددکاری اجتماعی است.
بعد آموزشی مددکاری اجتماعی نیز قابل توجه است. مددکار اجتماعی نقش مهمی در ارتقای سواد اجتماعی، روانی و حقوقی افراد دارد. آموزش، ابزار قدرتبخش است. فرد آگاه، کمتر آسیب میبیند. این جمله، روح آموزش در مددکاری اجتماعی را نشان میدهد.
مددکاری اجتماعی دارای بعد پژوهشی است.
تصمیمگیری بدون داده، تصمیمگیری پرخطر است.
پژوهش به مددکار کمک میکند تا مداخلات خود را بهبود بخشد. مددکاری اجتماعی علمی است که بر تجربه زیسته انسانها بنا شده است. علم و انسانیت در این حرفه به هم میرسند.
بعد ساختاری مددکاری اجتماعی، توجه به نظامهای کلان اجتماعی است.
بیکاری، فقر ساختاری، ناکارآمدی نظام رفاه و ضعف سیاستهای حمایتی، زمینهساز آسیبهای گسترده هستند. مددکاری اجتماعی با نگاه ساختاری، از درمانهای مقطعی فاصله میگیرد.
مددکاری اجتماعی در سطح فردی، خانوادگی، گروهی و جامعهای عمل میکند. این تنوع سطوح، نشاندهنده گستردگی و انعطاف این حرفه است. مددکار اجتماعی باید توان حرکت میان این سطوح را داشته باشد. نگاه تکسطحی، پاسخگوی پیچیدگی مسائل اجتماعی نیست.
در دنیای امروز، مددکاری اجتماعی با چالشهای نوین مواجه است. تحولات فناوری، مهاجرت، تغییر ساختار خانواده و بحرانهای اجتماعی جدید، نیازمند بازتعریف نقش مددکاری اجتماعی هستند. با این حال، الفبای مددکاری اجتماعی همچنان ثابت است. کرامت، عدالت، توانمندسازی و مسئولیت اجتماعی تغییر نمیکنند.
مددکاری اجتماعی حرفه امید است.
در دل تاریکترین شرایط، مددکار اجتماعی به امکان تغییر باور دارد. امید، ابزار مداخله است. بدون امید، هیچ تغییری پایدار نخواهد بود. این جمله، عصاره فلسفه مددکاری اجتماعی است.
خاتمه کلام اینکه الفبای مددکاری اجتماعی ما را به یک حقیقت ساده و عمیق میرساند. انسان مسئله نیست، انسان پاسخ است.
جامعه سالم، حاصل سیاستهای انسانی و روابط مسئولانه است. مددکاری اجتماعی پلی میان رنج و امکان است. فهم الفبای مددکاری اجتماعی، گام نخست برای ساختن جامعهای عادلانهتر، انسانیتر و تابآورتر است.
۱۸ بازدید
۱ امتیاز
۰ نظر
هنوز هیچ نظری ثبت نشده است !